skinned

[ایالات متحده]/skɪnd/
[بریتانیا]/skɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون پوست
v. پوست را برداشتن؛ پوشاندن با پوست

عبارات و ترکیب‌ها

skinned alive

به صورت زنده پوست کندن

skinned knee

زانو زخمی

skinned fish

ماهی پوست‌کنده

skinned animal

حیوان پوست‌کنده

جملات نمونه

The hunter skinned the deer.

شکارچی پوست گوزن را کند.

We barely skinned by.

ما به سختی از آن جان سالم بدر بردیم.

The boy skinned the banana.

پسر پوست موز را کند.

The wound skinned over.

زخم بهبود یافت.

the goat had been skinned and neatly eviscerated.

بز پوست گرفته و به طور مرتب تخلیه شده بود.

skinned and gutted the rabbit.

خرگوش پوست‌کنده و خالی شد.

She skinned her knee.

او زانویش را کند.

The home team was skinned alive this afternoon.

تیم خانگی امروز به شدت شکست خورد.

She skinned him of all his money.

او تمام پولش را از او گرفت.

The truck barely skinned through the gate.

کامیون به سختی از دروازه عبور کرد.

the wound was skinned, but the strength of his thigh was not restored.

زخم بهبود یافت، اما قدرت ران او بازنگشت.

the hole in his skull skinned over .

سوراخ در جمجمه او بهبود یافت.

Jack skinned his knee when he fell.

جک وقتی افتاد زانویش را کند.

He skinned his knees when fell.

او وقتی افتاد زانویش را کند.

Any amateur would be skinned alive competing against the world champion.

هر آماتوری که با قهرمان جهان مسابقه دهد، به شدت شکست خواهد خورد.

Huge catfish are skinned and dressed by hand.

ماهی‌های کپور بزرگ به صورت دستی پوست‌گیری و تمیز می‌شوند.

he scrambled down from the tree with such haste that he skinned his knees.

او با چنان عجله ای از درخت پایین پرید که زانوهایش خراشید.

He boohooed when he skinned his knee.

او وقتی زانویش را کند، گریه کرد.

نمونه‌های واقعی

Caucasian means white skinned and European, by the way.

قفقازی به معنای پوست سفید و اروپایی است، به هر حال.

منبع: 6 Minute English

I'm not being inappropriate. He's acting like she skinned his puppy.

من رفتار نامناسب ندارم. او طوری رفتار می‌کند انگار توله سگش را پوست کرده است.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

If only Frank wasn't so thin skinned.

ای کاش فرانک آنقدر پوست نازک نداشت.

منبع: Gone with the Wind

Bovine relates to cattle and pachyderms are thick skinned, hoofed animals like elephants, rhinos and hippos.

گاو به گاوها مربوط می‌شود و خفته‌داران حیوانات ضخیم پوست، سم‌دار مانند فیل‌ها، کرگدن‌ها و اسب‌های آبی هستند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

" Oh, he's been skinned, here and there, " said Ramsay.

"او، اینجا و آنجا پوست‌کنده شده است،" ریمزی گفت.

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

I mean, he was, he was bald. He was like light skinned.

منظورم این است که او بود، او طاس بود. او مثل پوست روشن بود.

منبع: VOA Standard English_Americas

The czar of all the Russians went tumbling down and skinned his knees.

زار روسیه با سرعت سقوط کرد و زانوهایش را پوست کرد.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

He wouldn't make more than a mouthful. -Not when he's skinned and boned.

او بیشتر از یک لقمه ارزش نداشت. -وقتی پوست و استخوانش جدا شد.

منبع: The Hobbit: An Unexpected Journey

He was so thin skinned he'd rather lose the money than be businesslike about collecting it.

او آنقدر پوست نازک داشت که ترجیح می‌داد پول را از دست بدهد تا به صورت تجاری آن را جمع‌آوری کند.

منبع: Gone with the Wind

" And, sir, I'll need this shrivelfig skinned, " said Malfoy, his voice full of malicious laughter.

"و، قربان، من به این شریولفیگ پوست‌کنده نیاز دارم،" مالفوی گفت، صدایش پر از خنده شیطانی بود.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید