stripped

[ایالات متحده]/stript/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. چیزی از آن برداشته شده است \nv. لباس را برداشتن؛ به نوارهایی بریدن؛ محروم کردن از

عبارات و ترکیب‌ها

stripped down

کاهش یافته

stripped of

عاری از

stripped bare

برهنه

stripped away

برداشته شده

stripped back

پس زده شده

stripped gas

گاز جدا شده

stripped peneplain

پنه پین جدا شده

stripped structural surface

سطح ساختاری جدا شده

جملات نمونه

they stripped the bed.

آنها تشک را خالی کردند.

he was stripped naked.

او عریان شد.

a pretty, stripped-down ballad.

یک ترانه زیبا و ساده.

The house was stripped bare.

خانه کاملاً خالی شده بود.

a stripped-down stage setting; a stripped-down budget.

یک طراحی صحنه ساده؛ یک بودجه ساده.

he stripped off his clothes.

او لباس هایش را درآورد.

they stripped the town of all movable objects and fled.

آنها شهر را از همه اشیاء قابل حمل خالی کردند و فرار کردند.

she stripped down to her underwear.

او تا لباس زیر خود را درآورد.

she stripped off her shirt.

او پیراهنش را درآورد.

thieves stripped the room of luggage.

سارقان اتاق را از وسایل خالی کردند.

the tank was stripped down piece by piece.

تانک قطعه به قطعه جدا شد.

the lieutenant was stripped of his rank.

ستوان از رتبه اش خلع شد.

we stripped the floor and varnished it.

ما کف را کندیم و آن را لاک زدیم.

He stripped the paper off the wall.

او کاغذ را از دیوار جدا کرد.

John stripped off his shirt.

جان پیراهنش را درآورد.

She stripped the children and put them in the bath.

او لباس های بچه ها را درآورد و آنها را در وان گذاشت.

They stripped themselves naked.

آنها خود را عریان کردند.

The movers stripped the house of furniture.

ناقصین وسایل خانه را خالی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید