slick

[ایالات متحده]/slɪk/
[بریتانیا]/slɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. صاف و کارآمد; صاف; براق; لغزنده.

عبارات و ترکیب‌ها

a slick surface

سطح لغزنده

slick marketing campaign

کمپین بازاریابی جذاب

a slick hairstyle

مدل موی جذاب

slick performance

اجرای عالی

oil slick

لکه نفتی

جملات نمونه

a slick of lip balm.

یک لایه نازک از بالم لب.

slick style of writing

سبک نوشتاری جذاب

a story of the slick variety

داستانی از نوع جذاب

slick seals and otters.

فک‌ها و گربه‌ماهی‌های چرب.

a slick business deal

یک معامله تجاری جذاب

an iridescent oil slick; iridescent plumage.

یک لکه نفتی رنگین کمانی؛ پرهای رنگین کمانی

The dancers gave a very slick performance.

رقصندگان یک اجرا بسیار روان ارائه دادند.

the brands are backed by slick advertising.

این برندها با تبلیغات جذاب پشتیبانی می‌شوند.

a salesperson may be viewed as a slick confidence trickster.

یک فروشنده ممکن است به عنوان یک فریبکار حرفه‌ای دیده شود.

she tumbled back against the slick, damp wall.

او به دیوار چرب و مرطوب افتاد.

his damp hair was slicked back.

موهای خیسش به عقب چرب شده بود.

an oil slick washed up on the beaches.

یک لکه نفتی در سواحل جمع شد.

Be careful,new york is full of slick flimflam men.

مراقب باشید، نیویورک پر از مردان فریبکار است.

sidewalks slick with ice.See Synonyms at sleek

پیاده‌روهایی که سطح آنها به دلیل یخ لغزنده بود. به مترادف‌ها در sleek مراجعه کنید.

a slick writing style.See Synonyms at glib

سبک نوشتاری روان. برای یافتن مترادف‌ها به glib مراجعه کنید

slicked themselves up for the camera.

خودشان را برای دوربین آماده کردند.

It's precisely that sort of slick sales-talk that I mistrust.

دقیقا همان نوع صحبت‌های فروشنده را که من به آن مشکوکم.

slick black hair, flashy clothes and a New York line of patter.

موهای مشکی براق، لباس‌های پر زرق و برق و یک لحن نیویورکی.

نمونه‌های واقعی

The gradient finish is very unique and looks very, very slick.

پوشش گرادیانتی بسیار خاص و بسیار براق است.

منبع: Trendy technology major events!

They think they are so slick, messing with us!

آنها فکر می کنند خیلی زیرک و دست و پا چلفتی هستند، با ما بازی می کنند!

منبع: Friends Season 7

The layers then solidify into a smooth, slick coating.

سپس لایه ها به یک پوشش صاف و براق تبدیل می شوند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Earlier reports of two apparent oil slicks sighted off the Vietnamese coast have not been confirmed.

گزارش های قبلی مبنی بر مشاهده دو لکه نفتی آشکار در سواحل ویتنام تایید نشده است.

منبع: BBC Listening Compilation March 2014

Slick, that implant isn't who you are, okay?

اسلیک، آن ایمپلنت شما نیستید، باشه؟

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

Like us, they can be smart and slick.

مثل ما، آنها می توانند باهوش و زیرک باشند.

منبع: Human Planet

Oil from a leaky pipeline has stormed the 4-mile-long slick on the scenic stretch of central California.

نفت از یک خط لوله نشت کرده، یک لکه نفتی به طول 4 مایل را در امتداد دیدنی ساحل مرکزی کالیفرنیا در بر گرفته است.

منبع: AP Listening Collection July 2015

Slick, why do you have to be so dramatic?

اسلیک، چرا باید آنقدر نمایشی باشید؟

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

The slick finding is in the journal Biology Letters.

یافتن اسلیک در مجله زیست شناسی منتشر شده است.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection October 2014

A slick new financial algorithm could be deployed in days.

یک الگوریتم مالی جدید و جذاب می تواند در عرض چند روز مستقر شود.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید