rough

[ایالات متحده]/rʌf/
[بریتانیا]/rʌf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناهموار; ناهموار; خشن

vt. تجربه کردن شرایط دشوار یا خشن

عبارات و ترکیب‌ها

rough estimate

تخمین تقریبی

roughly speaking

تقریباً

rough draft

پیش‌نویس اولیه

rough terrain

منطقه ناهموار

rough seas

دریاهای خروشان

rough handling

مدیریت خشن

rough texture

بافت زبر

rough diamond

الماس خشن

in rough

در وضعیت نامناسب

in the rough

در شرایط سخت

rough surface

سطح ناهموار

rough and tumble

پر هرج و مرج

rough machining

ماشین‌کاری خشن

rough road

جاده ناهموار

rough and ready

آماده و عملی

rough sea

دریا خروشان

rough grinding

سایش خشن

rough in

در وضعیت نامناسب

cut up rough

با خشونت رفتار کردن

rough endoplasmic reticulum

شبکه اندوپلاسمی خشن

rough and tough

سخت و سرسخت

sleep rough

بدون سرپناه بخوابید

rough paper

کاغذ زبر

جملات نمونه

a rough sketch.

یک طرح اولیه.

a rough drawing; rough carpentry.

یک طرح اولیه؛ نجاری ناهموار.

a surface that is rough to the feel.

سطحی که لمس آن زبر است.

have a rough crossing

عبور سختی داشته باشید

a rough but hearty welcome

یک خوشامد گرم و صمیمانه اما خشن

a rough style of writing

سبک نوشتاری زبر و خشن

rough side of the tongue

سطح زبر زبان

run into rough weather

وارد شدن به آب و هوای بد

a rough, scratchy blanket.

یک پتو زبر و خراشی.

the rough terrain of the highlands.

منطقه ناهموار کوهستانی.

ran with a rough crowd.

با گروهی زبر و خشن همراه شد.

a rough, raspy sound.

صدای زبر و خشن.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید