society would label him a slut if he were a she.
اگر او یک زن بود، جامعه او را یک روسپی صدا میکرد.
She was called a slut by her classmates.
همکلاسیهایش او را روسپی صدا کردند.
He accused her of being a slut.
او متهم کرد که او یک روسپی است.
The word 'slut' is often used as a derogatory term.
اغلب از واژه 'روسپی' به عنوان یک اصطلاح تحقیرآمیز استفاده میشود.
She felt hurt by the slut-shaming comments.
او از نظرات روسپینماز رنجید.
The novel explores the stigma attached to being labeled a slut.
این رمان تبعیض مرتبط با برچسب خوردن به عنوان یک روسپی را بررسی میکند.
The term 'slut' is often used to police women's behavior.
اغلب از واژه 'روسپی' برای کنترل رفتار زنان استفاده میشود.
She refused to be defined by society's slut-shaming standards.
او از تعریف شدن بر اساس معیارهای روسپینمازی جامعه امتناع کرد.
The movie challenges stereotypes about what it means to be a slut.
این فیلم کلیشهها در مورد اینکه به معنای چه چیزی است که یک زن روسپی است را به چالش میکشد.
She reclaimed the word 'slut' as a form of empowerment.
او واژه 'روسپی' را به عنوان یک شکل از توانمندسازی بازپس گرفت.
The slut-shaming culture perpetuates harmful attitudes towards women.
فرهنگ روسپینمازی نگرشهای مضر نسبت به زنان را تداوم میبخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید