innocent

[ایالات متحده]/ˈɪnəsnt/
[بریتانیا]/ˈɪnəsnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌گناه؛ مسئول نبودن برای جرم؛ فاقد دانش یا آگاهی

n. فردی که ساده‌لوح است و تجربه ندارد؛ احمق

عبارات و ترکیب‌ها

innocent of

معصوم از

innocent blood

خون معصوم

innocent party

حزب معصوم

جملات نمونه

be innocent of a crime

معصوم بودن از یک جرم

was innocent of all charges.

معصوم از همه اتهامات بود.

a child's innocent stare.

نگاه معصومانه کودک

don't come the innocent with me.

با من نقش معصوم را بازی نکن.

they left an innocent man dead.

آنها یک مرد معصوم را مرده رها کردند.

a street quite innocent of bookshops.

یک خیابان کاملاً عاری از کتابفروشی.

a man innocent of war's cruelties.

مردی که معصوم از خشونت های جنگ بود.

a novel innocent of literary merit.

رمانی که عاری از ارزش ادبی بود.

windows innocent of glass

پنجره هایی که عاری از شیشه بودند

he is innocent of Sir Thomas's death.

او معصوم از مرگ سر توماس است.

she is a poor, innocent young creature.

او یک موجود جوان، فقیر و معصوم است.

she was judged innocent of murder.

او به معصومیت از قتل متهم شناخته شد.

American tourists wholly innocent of French.

گردشگران آمریکایی کاملاً عاری از فرانسوی.

He’s innocent beyond a shadow of a doubt.

او فراتر از هر شک و تردیدی معصوم است.

نمونه‌های واقعی

It will help convict the guilty, as well as exonerate the innocent.

این به مجازات متهمان و تبرئه افراد بی‌گناه کمک خواهد کرد.

منبع: VOA Daily Standard March 2018 Collection

She's innocent! I know she is innocent.

او بی‌گناه است! می‌دانم که او بی‌گناه است.

منبع: The Legend of Merlin

Why not get the innocent off death row?

چرا افراد بی‌گناه را از صف مرگ آزاد نکنیم؟

منبع: Celebrity Speech Compilation

It disguises itself as innocent or justified.

این خود را به عنوان بی‌گناه یا توجیه شده نشان می‌دهد.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

The other's an innocent. - Think it's the Russians?

او هم بی‌گناه است. - فکر می‌کنید روسی‌ها هستند؟

منبع: TV series Person of Interest Season 2

I don't invent the next technological marvel or defend the innocent.

من نمی‌خواهم شگفتی تکنولوژیکی بعدی را اختراع کنم یا از بی‌گناهان دفاع کنم.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

She'll have to witness unimaginable horrors, when she's an innocent.

وقتی بی‌گناه است، مجبور خواهد بود وحشت‌های غیرقابل تصوری را ببیند.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 2

How was I to know that? - Don't play the innocent with me.

چگونه می‌توانستم این را بدانم؟ - با من نقش بی‌گناهی را بازی نکن.

منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 6

" Yikes. What should I say? " I tried to keep my expression very innocent.

"وای. چه باید بگویم؟" سعی کردم چهره‌ام را خیلی بی‌گناه نشان دهم.

منبع: Twilight: Eclipse

" Thomasin is a pleasing and innocent woman."

توماسین زنی دلپذیر و بی‌گناه است.

منبع: Returning Home

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید