chaste

[ایالات متحده]/tʃeɪst/
[بریتانیا]/tʃeɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خالص؛ شریف اخلاقی؛ فروتن؛ ساده.

جملات نمونه

a chaste, consoling embrace.

آغوش پاک و دل‌نواز

Tess was a chaste young girl.

تِس دختر جوانی با عصمت بود.

Through consolidates the Party organization, the chaste party"s troop, except the member which unqualified, congenially comes in, pays great attention to cadre"s raise and the education.

از طریق تقویت سازمان حزب، گروه حزب با عصمت، به جز اعضایی که واجد شرایط نیستند، به طور دوستانه وارد می‌شوند، توجه ویژه‌ای به ارتقاء و آموزش کادر می‌پردازند.

maintain a chaste relationship

حفظ یک رابطه پاک

live a chaste lifestyle

زندگی با سبک زندگی پاک

remain chaste until marriage

تا زمان ازدواج باکره بمانید

a chaste kiss on the cheek

یک بوسه پاک روی گونه

chaste behavior in public

رفتار باکره در حضور عموم

a chaste and innocent look

یک نگاه پاک و معصوم

chaste thoughts and actions

افکار و اعمال باکره

a chaste love letter

یک نامه عشق باکره

praised for her chaste demeanor

به خاطر رفتار باکره‌اش مورد تحسین قرار گرفت

نمونه‌های واقعی

Her parents teach her to be chaste and decent in her behavior.

والدینش او را آموزش می‌دهند که در رفتار خود عفت و وقار داشته باشد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

Everything that was supposed to define womanhood, demure, chaste serenity, is junked for Costanza.

هر آنچه قرار بود زن بودن را تعریف کند، متواضع، عفت و آرامش، برای کنستانزا دور ریخته شده است.

منبع: The Power of Art - Giovanni Lorenzo Bernini

Surely there can be no harm in discussing so chaste an idyl — when there hasn't been anything wrong.

مطمئناً هیچ آسیبی ندارد که یک آیده عفت‌مندانه را مورد بحث قرار دهیم - وقتی هیچ مشکلی وجود نداشته است.

منبع: Gone with the Wind

Ah, that humble, chaste, charitable brand of fraud!

آه، آن نوع فریب ساده، عفت‌مندانه و خیرخواهانه!

منبع: The Death of God

Hymen banishes modesty, and chaste love takes its flight.

حُرمت از شرمندگی می‌اندیشد و عشق عفت‌مندانه به پرواز خود می‌رسد.

منبع: Defending Feminism (Part 1)

Among them you will not find the chaste and tranquil being in whom you may forever reign.

در میان آنها موجودی عفت‌مند و آرام را که می‌توانید برای همیشه حکومت کنید، نخواهید یافت.

منبع: Lily of the Valley (Part 1)

He held her lightly enough and, after the chaste custom of the era, his hands were gloved.

او به اندازه کافی او را در آغوش گرفت و طبق سنت عفت‌مندانه آن دوران، دست‌هایش دستکش داشت.

منبع: The Peacock Lady (Part 1)

Even if the relationship remains chaste for now, they won't have sex until they marry years later.

حتی اگر رابطه در حال حاضر عفت‌مند بماند، تا سال‌ها بعد از ازدواج رابطه جنسی نخواهند داشت.

منبع: Fresh air

Thus, his sentiment for Phoebe, without being paternal, was not less chaste than if she had been his daughter.

بنابراین، احساسات او نسبت به فیوبی، بدون اینکه پدری باشد، نه کمتر و نه بیشتر از این بود که او دخترش باشد، عفت‌مندانه بود.

منبع: Seven-angled Tower (Part 1)

The same Signor Jupe was to 'enliven the varied performances at frequent intervals with his chaste Shaksperean quips and retorts'.

همان Signor Jupe قرار بود با نقل قول‌های شکسپیری عفت‌مندانه و پاسخ‌های سریع خود، اجراهای متنوع را در فواصل منظم زنده کند.

منبع: Difficult Times (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید