smacks

[ایالات متحده]/smæks/
[بریتانیا]/smæks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای ضربه یا ضربه؛ هروئین؛ یک مشت؛ یک سیلی
v. ضربه زدن یا سیلی زدن

عبارات و ترکیب‌ها

smacks of

بوی نامطبوع می‌دهد

smacks back

مشتی دوباره می‌زند

smacks together

به هم می‌زند

smacks lips

آب دهانش را می‌زد

smacks head

به سر می‌زند

smacks down

به شدت پایین می‌زند

smacks away

دور می‌کند

smacks on

رو می‌کند

smacks hard

سخت می‌زند

smacks right

درست می‌زند

جملات نمونه

he smacks his lips after tasting the delicious dish.

او پس از چشیدن غذای خوشمزه، لب‌هایش را می‌بندد.

the coach smacks the player's shoulder to encourage him.

مربی برای تشویق او، به شانه بازیکن می‌زند.

she smacks her gum loudly while studying.

او در حالی که درس می‌خواند، با صدای بلند آدامس می‌جود.

he smacks the table in frustration during the meeting.

او در حین جلسه، از سر ناامیدی روی میز می‌کوبد.

the child smacks the water with his hands while playing.

کودک در حین بازی، با دست‌هایش به آب می‌زند.

she smacks her lips in anticipation of the dessert.

او در انتظار دسر، لب‌هایش را می‌بندد.

the dog smacks its tail against the ground happily.

سگ با خوشحالی دم خود را به زمین می‌زند.

he smacks his forehead in realization of his mistake.

او با درک اشتباهش، به پیشانی خود می‌زند.

the chef smacks the knife on the cutting board to get attention.

آشپز برای جلب توجه، چاقو را روی تخته برش می‌کوبد.

she smacks the ball with her racket during the game.

او در حین بازی، توپ را با راکت خود می‌زند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید