smells

[ایالات متحده]/[ˈsmelz]/
[بریتانیا]/[ˈsmɛlz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. استشمام بوها؛ داشتن بوی؛ انتشار یک بو یا عطر.
n. توانایی استشمام بوها؛ یک بو یا عطر.

عبارات و ترکیب‌ها

smells good

بوی خوبی می‌دهد

smells like

مثل ... است

smelled smoke

دود استشمام کرد

smells awful

بدی است می‌آید

smells funny

عجیب می‌آید

smells delicious

خوشمزه است می‌آید

smells bad

بدی است می‌آید

smells of

بوی ... می‌دهد

smelling flowers

بوی گل‌ها را استشمام کردن

smells fresh

تازه است می‌آید

جملات نمونه

the kitchen smells of freshly baked bread.

آشپزخانه بوی نان تازه می‌دهد.

does this sweater smell like smoke?

آیا این ژاکت بوی دود می‌دهد؟

the flowers smell absolutely divine.

گل‌ها بوی کاملاً الهی می‌دهند.

i smell something burning in the oven.

من حس می‌کنم چیزی در فر می‌سوزد.

the coffee smells wonderful this morning.

قهوه امروز صبح بوی فوق‌العاده خوبی می‌دهد.

the baby smells like powder and sunshine.

بچه بوی پودر و آفتاب می‌دهد.

the gym smells strongly of sweat and chlorine.

باشگاه بوی عرق و کلر می‌دهد.

the air smells crisp and clean after the rain.

هوا بعد از باران خنک و پاکیزه می‌بوید.

i can smell the barbecue from here.

من می‌توانم بوی باربکیو را از اینجا حس کنم.

the perfume smells expensive and floral.

عطر بوی گران‌قیمت و گلدار می‌دهد.

the garbage smells awful, we need to take it out.

زباله بوی بدی می‌دهد، باید آن را بیرون بیندازیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید