masks

[ایالات متحده]/[mæːks]/
[بریتانیا]/[mæːks]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که پنهان یا مبدل می‌کند؛ فردی که هویت خود را پنهان می‌کند.
v. پنهان کردن یا مبدل کردن؛ پوشاندن چیزی برای محافظت از آن.

عبارات و ترکیب‌ها

masks off

ماسک‌ها را برداشتند

wearing masks

استفاده از ماسک

masks on

ماسک‌ها را بپوشید

hid behind masks

پنهان شدند پشت ماسک‌ها

masks required

استفاده از ماسک الزامی است

surgical masks

ماسک‌های جراحی

masks protect

ماسک‌ها محافظت می‌کنند

masking feelings

پنهان کردن احساسات

masks sold

ماسک‌ها به فروش رسیدند

fancy masks

ماسک‌های زیبا

جملات نمونه

she wore a festive mask at the masquerade ball.

او یک ماسک جشن در مهمانی ماسک پوشی پوشید.

the children hid their faces behind masks.

کودکان چهره‌های خود را پشت ماسک‌ها پنهان کردند.

he removed his mask to reveal a smile.

او ماسک خود را برداشت تا لبخندی را نشان دهد.

the superhero's mask concealed his identity.

ماسک ابرقهرمان هویت او را پنهان می‌کرد.

we need to buy more masks for protection.

ما باید ماسک‌های بیشتری برای محافظت بخریم.

the mask fit snugly against her face.

ماسک به خوبی روی صورت او قرار داشت.

he carefully cleaned his diving mask.

او ماسک غواصی خود را با دقت تمیز کرد.

the theater group used masks for their performance.

گروه تئاتر از ماسک‌ها برای اجرای خود استفاده کرد.

she decorated her mask with glitter and sequins.

او ماسک خود را با اکلیل و پولک تزئین کرد.

the thief wore a ski mask to avoid recognition.

سارق برای جلوگیری از شناسایی یک ماسک اسکی پوشید.

the museum displayed ancient egyptian masks.

موزه ماسک‌های مصری باستان را به نمایش گذاشت.

he adjusted his welding mask before starting.

او قبل از شروع ماسک جوشکاری خود را تنظیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید