snorted loudly
با صدای بلند پوزخند زد
snorted in disbelief
با ناباوری پوزخند زد
snorted with laughter
با خنده پوزخند زد
snorted derisively
با تمسخر پوزخند زد
snorted in surprise
با تعجب پوزخند زد
snorted dismissively
با بیاعتنایی پوزخند زد
snorted in amusement
با تفریح پوزخند زد
snorted with scorn
با تحقیر پوزخند زد
snorted in anger
با خشم پوزخند زد
snorted with joy
با خوشحالی پوزخند زد
she snorted in disbelief at his ridiculous claim.
او با ناباوری به ادعای مضحک او پوزخند زد.
the horse snorted loudly as it trotted along the path.
اسب با صدای بلند در حالی که در امتداد مسیر میرفت، پوزخند زد.
he snorted with laughter at the funny joke.
او با خنده به شوخی خندهدار پوزخند زد.
she snorted dismissively when he suggested a silly idea.
او با بیاعتنایی وقتی او یک ایده احمقانه پیشنهاد کرد، پوزخند زد.
the child snorted like a pig while playing.
کودک در حالی که بازی میکرد، مثل یک خوک پوزخند زد.
he snorted in annoyance at the constant interruptions.
او به دلیل وقفه های مداوم با ناراحتی پوزخند زد.
the dog snorted and rolled over in the grass.
سگ پوزخند زد و در چمنها غلتید.
she snorted when he tried to impress her with his wealth.
او وقتی او سعی کرد با ثروت خود او را تحت تاثیر قرار دهد، پوزخند زد.
he snorted in frustration after losing the game.
او بعد از باختن در بازی با ناامیدی پوزخند زد.
the pig snorted happily as it dug in the mud.
خوک با خوشحالی در حالی که در گل حفاری میکرد، پوزخند زد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید