snuffled

[ایالات متحده]/ˈsnʌf.əld/
[بریتانیا]/ˈsnʌf.əld/

ترجمه

v. هنگام نفس کشیدن از طریق بینی صدا ایجاد کرد؛ به صورت بینی صحبت کرد؛ به دلیل سرماخوردگی به طور پر سر و صدا از بینی نفس کشید

عبارات و ترکیب‌ها

snuffled softly

به آرامی بوئید

snuffled around

اینجا و آنجا بوئید

snuffled quietly

به طور آرام بوئید

snuffled back

به عقب بوئید

snuffled loudly

با صدای بلند بوئید

snuffled out

بیرون بوئید

snuffled gently

به ملایمت بوئید

snuffled deeply

به طور عمیق بوئید

snuffled sweetly

به شیرینی بوئید

snuffled nervously

با اضطراب بوئید

جملات نمونه

the dog snuffled around the garden, searching for food.

سگ در باغ جستجو می‌کرد و به دنبال غذا می‌گشت.

she snuffled softly as she tried to hold back her tears.

او با ملایمت غرغر می‌کرد در حالی که سعی می‌کرد جلوی اشک‌هایش را بگیرد.

the baby snuffled in her sleep, making cute noises.

نوزاد در حالی که صداهای بامزه تولید می‌کرد، در خواب غرغر می‌کرد.

he snuffled up the last bit of soup from his bowl.

او آخرین مقدار سوپ را از کاسه‌اش تمام کرد.

the rabbit snuffled in the grass, looking for clover.

خرگوش در چمن غرغر می‌کرد و به دنبال چمن چهار برگ می‌گشت.

she snuffled her way through the cold winter air.

او با غرغر از میان هوای سرد زمستانی عبور کرد.

the child snuffled when he caught a cold.

وقتی سرما خورد، کودک غرغر کرد.

the pig snuffled happily in the mud.

خوک با خوشحالی در گل غرغر می‌کرد.

he snuffled at the flowers, enjoying their scent.

او با غرغر به گل‌ها نگاه کرد و از عطرشان لذت برد.

she snuffled her way through the crowd to find her friend.

او با غرغر از میان جمعیت عبور کرد تا دوستش را پیدا کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید