snuffled softly
به آرامی بوئید
snuffled around
اینجا و آنجا بوئید
snuffled quietly
به طور آرام بوئید
snuffled back
به عقب بوئید
snuffled loudly
با صدای بلند بوئید
snuffled out
بیرون بوئید
snuffled gently
به ملایمت بوئید
snuffled deeply
به طور عمیق بوئید
snuffled sweetly
به شیرینی بوئید
snuffled nervously
با اضطراب بوئید
the dog snuffled around the garden, searching for food.
سگ در باغ جستجو میکرد و به دنبال غذا میگشت.
she snuffled softly as she tried to hold back her tears.
او با ملایمت غرغر میکرد در حالی که سعی میکرد جلوی اشکهایش را بگیرد.
the baby snuffled in her sleep, making cute noises.
نوزاد در حالی که صداهای بامزه تولید میکرد، در خواب غرغر میکرد.
he snuffled up the last bit of soup from his bowl.
او آخرین مقدار سوپ را از کاسهاش تمام کرد.
the rabbit snuffled in the grass, looking for clover.
خرگوش در چمن غرغر میکرد و به دنبال چمن چهار برگ میگشت.
she snuffled her way through the cold winter air.
او با غرغر از میان هوای سرد زمستانی عبور کرد.
the child snuffled when he caught a cold.
وقتی سرما خورد، کودک غرغر کرد.
the pig snuffled happily in the mud.
خوک با خوشحالی در گل غرغر میکرد.
he snuffled at the flowers, enjoying their scent.
او با غرغر به گلها نگاه کرد و از عطرشان لذت برد.
she snuffled her way through the crowd to find her friend.
او با غرغر از میان جمعیت عبور کرد تا دوستش را پیدا کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید