muttered

[ایالات متحده]/ˈmʌtəd/
[بریتانیا]/ˈmʌtərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به آرامی صحبت کردن یا به آرامی شکایت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

muttered words

گفته‌های زمزمه‌دار

muttered complaint

شکایت زمزمه‌دار

muttered curse

نفرین زمزمه‌دار

muttered reply

پاسخ زمزمه‌دار

muttered promise

قول زمزمه‌دار

muttered excuse

بهانه‌ی زمزمه‌دار

muttered secret

راز زمزمه‌دار

muttered agreement

توافق زمزمه‌دار

muttered protest

اعتراض زمزمه‌دار

muttered suggestion

پیشنهاد زمزمه‌دار

جملات نمونه

he muttered something under his breath.

او زیر لب چیزی گفت.

she muttered a few words of encouragement.

او چند کلمه تشویق را زیر لب گفت.

they muttered complaints about the service.

آنها در مورد خدمات شکایت خود را زیر لب گفتند.

he muttered a curse as he tripped.

وقتی زمین خورد، او یک نفرین را زیر لب گفت.

she muttered in frustration when she saw the mess.

وقتی آشفتگی را دید، او با ناامیدی زیر لب گفت.

he muttered a prayer before the game.

قبل از بازی، او یک دعا را زیر لب گفت.

she muttered to herself while working.

وقتی مشغول کار بود، او با خودش زیر لب گفت.

he muttered a warning to his friend.

او یک هشدار را به دوست خود زیر لب گفت.

they muttered in disbelief at the news.

آنها با ناباوری به این خبر زیر لب گفتند.

she muttered a joke that only she found funny.

او یک شوخی را که فقط خودش آن را خنده دار می دانست، زیر لب گفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید