sneered at
با تحقیر نگاه کرد
sneered dismissively
با بیاعتنایی و تحقیر نگاه کرد
sneered derisively
با تمسخر نگاه کرد
sneered scornfully
با نفرت و تحقیر نگاه کرد
sneered contemptuously
با بیاحترامی و تحقیر نگاه کرد
sneered knowingly
با دانشی پنهان نگاه کرد
sneered sarcastically
با طعنه نگاه کرد
sneered mockingly
با مسخره کردن نگاه کرد
sneered derision
تمسخر
sneered in disbelief
با ناباوری نگاه کرد
he sneered at my suggestion.
او با تحقیر به پیشنهاد من پوزخند زد.
she sneered when she heard the news.
او وقتی خبر را شنید با تحقیر پوزخند زد.
the bully sneered at the new kid.
زورگو با تحقیر به بچه جدید پوزخند زد.
they sneered at his attempts to fit in.
آنها با تحقیر به تلاش او برای هماهنگ شدن پوزخند زدند.
he sneered, showing his disdain for the rules.
او با پوزخند، بیاعتنایی خود به قوانین را نشان داد.
she sneered at the idea of working overtime.
او با تحقیر به ایده اضافه کاری کردن پوزخند زد.
the critics sneered at the movie's plot.
منتقدان با تحقیر به داستان فیلم پوزخند زدند.
he sneered at my fashion choices.
او با تحقیر به انتخاب های من در مورد لباس پوزخند زد.
she couldn't help but sneer at his arrogance.
او نتوانست جلوی پوزخند زدن به غرور او را بگیرد.
he sneered, thinking he was better than everyone.
او با پوزخند فکر کرد که از همه بهتر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید