softened butter
کره نرم
softened hair
موهای نرم
softened water
آب نرم
the snow was sun-softened glop.
برف نرم و آفتابزده بود.
softened the last paragraph of the letter.
آخرین پاراگراف نامه را ملایم کرد.
The rain softened the earth.
باران باعث نرم شدن زمین شد.
His smile softened slightly.
لبخندش کمی ملایمتر شد.
The ice cream softened and began to melt.
آبنبات سرد شد و شروع به آب شدن کرد.
her face was softened by the dim light.
چهرهاش با نور کم ملایم شده بود.
The candle softened and melted in the sun.
شمع نرم شد و در آفتاب آب شد.
He softened up the plasticine with his fingers.
او پلاستیسین را با انگشتانش نرم کرد.
we softened the lines for a more aero look.
ما خطوط را برای داشتن ظاهری آیرودینامیکتر ملایم کردیم.
They say the wax can be softened with mineral oil, glycerin , or ear drops.They say high drungy procidehydrogen peroxide, or carbomite peracidcarbamide peroxide may also help.
آنها میگویند که موم را میتوان با روغن معدنی، گلیسرین یا قطرههای گوش نرم کرد. آنها میگویند که پر اکسید هیدروژن یا کربومیت پراسید کربامید پر اکسید نیز ممکن است کمک کند.
However, when Bearskin reached into his pocket and pulled out a handful of ducats, the innkeeper softened and gave him a room in an outbuilding.
با این حال، وقتی بهارسکن به داخل جیب خود دسترسی پیدا کرد و مشتی دوکات بیرون آورد، صاحب مهمانسرای نرمتر شد و اتاقی در یک ساختمان فرعی به او داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید