working hard
سخت کار کردن
hard worker
کارگر سختکوش
study hard
سخت درس بخوان
hard to believe
سخت باور کردنی
hard times
اوقات سخت
hardship
مشقت
hard-hitting
سختکشش
hard work
کار سخت
work hard
سخت کار کردن
hard on
سخت روی
hard disk
دیسک سخت
try hard
سخت تلاش کن
hard working
سختکوش
hard time
وقت سخت
hard alloy
آلیاژ سخت
hard drive
هارد دیسک
hard rock
راک سخت
hard by
سخت در کنار
hard to say
سخت برای گفتن
the hard way
به روش سخت
play hard
سخت بازی کن
work hard at
سخت در آن کار کن
hard copy
نسخه چاپی
hard to reach
دستیابی به آن سخت است
That was a hard question.
آن یک سوال سخت بود.
It is hard to say.
گفتن سخت است.
It is hard to compare.
مقایسه کردن سخت است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید