a reputation soiled by scandal.
شهرتی لکهدار شده به دلیل رسوایی
His actions have soiled his family name.
اقدامات او باعث لکهدار شدن نام خانوادگیاش شده است.
If oily be soiled, red blue ink waits for flyblow, answer to be cleaned instantly.
اگر روغنی کثیف باشد، جوهر قرمز و آبی منتظر حمله مگس است، پاسخ باید فوراً تمیز شود.
cycled the heavily soiled laundry twice; cycling the recruits through eight weeks of basic training.
دو بار لباسهای بسیار کثیف را چرخاند؛ آموزش داوطلبان از طریق هشت هفته آموزش مقدماتی.
And we never mentioned to one another how,when we left those cars and bars in our soiled bluejeans,and after the long subway ride home to Brooklyn or Queen or the Bronx.
و هرگز به یکدیگر نگفتیم که وقتی آن ماشینها و بارها را در شلوارهای آبی کثیف ما رها کردیم و پس از سفر طولانی مترو به بروکلین یا کوئینز یا برونکس.
The soiled clothes need to be washed immediately.
لباسهای کثیف باید فوراً شسته شوند.
She found a soiled napkin under the table.
او یک دستمال کثیف زیر میز پیدا کرد.
The soiled dishes were left in the sink overnight.
ظروف کثیف شبانه در سینک رها شدند.
He wore soiled shoes into the house.
او با کفشهای کثیف وارد خانه شد.
The soiled carpet needed a thorough cleaning.
فرش کثیف به یک نظافت کامل نیاز داشت.
The soiled walls had to be repainted.
دیوارهای کثیف باید دوباره رنگ آمیزی شوند.
The soiled kitchen towels were thrown in the laundry basket.
دستمالهای آشپزخانه کثیف در سبد لباسها انداخته شدند.
The soiled hands needed to be washed before eating.
دستهای کثیف باید قبل از غذا خوردن شسته شوند.
She refused to sit on the soiled couch.
او از نشستن روی مبل کثیف امتناع کرد.
The soiled tablecloth was replaced with a clean one.
زیرپوستی کثیف با یک زیرپوست تمیز جایگزین شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید