solace

[ایالات متحده]/'sɒlɪs/
[بریتانیا]/ˈsɑlɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. راحتی; چیزی که راحتی می‌دهد
vt. راحت کردن; دلداری دادن

عبارات و ترکیب‌ها

find solace

یافتن آرامش

seek solace

جستجوی آرامش

provide solace

ارائه آرامش

solace in nature

آرامش در طبیعت

solace in music

آرامش در موسیقی

quantum of solace

گام کوانتومی تسلی

جملات نمونه

The invalid found solace in music.

افرینش‌گر بی‌ارزش، آرامش را در موسیقی یافت.

she sought solace in her religion.

او آرامش را در دین خود جستجو کرد.

The news brought no solace to the grieving relations.

این خبر هیچ آرامشی را برای بستگان داغدار به ارمغان نیاورد.

The unhappy man solaced himself with whisky.

مرد ناراضی با ویسکی خود را آرام کرد.

They sought solace in religion from the harshness of their everyday lives.

آنها برای آرامش از خشونت زندگی روزمره خود به دین روی آوردند.

the King and all his Court were met for solace and disport.

شاه و تمام درباریان برای آرامش و تفریح گرد هم آمدند.

His acting career took a nosedive and he turned to drink for solace.

حرفه بازیگری او دچار افت شد و او برای تسلی به الکل روی آورد.

His career took a nosedive and he turned to drink and drugs for solace.

حرفه او دچار افت شد و او برای تسلی به الکل و مواد مخدر روی آورد.

solaced myself with a hot cup of coffee. See also Synonyms at amenity ,rest 1

خودم را با یک فنجان قهوه داغ آرام کردم. همچنین به مترادف‌ها در amenity ، rest 1 مراجعه کنید.

نمونه‌های واقعی

The latest ceasefire has provided little solace.

متوقف شدن اخیر درگیری‌ها، کمی آرامش را به ارمغان نیاورده است.

منبع: The Economist (Summary)

I took solace in my dad's sincere support.

من آرامش را در حمایت صادقانه پدرم یافتم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Her request denied, Juana found solace in her grandfather's private library.

با رد درخواستش، خوانا آرامش را در کتابخانه خصوصی پدربزرگش یافت.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

The only solace to his own trouble lay in his attempts to relieve hers.

تنها آرامشی که به مشکلات خودش می‌داد، تلاش برای رفع مشکلات او بود.

منبع: Returning Home

Although Max found solace in Mary, he still found the rest of the world bewildering.

اگرچه مکس در مری آرامش یافت، اما هنوز هم دنیای اطرافش را گیج‌کننده می‌دانست.

منبع: Mary and Max Original Soundtrack

I've observed that it could provide many folks with a variety of psychological solace.

من متوجه شده‌ام که می‌تواند آرامش روانشناختی متنوعی را برای بسیاری از مردم فراهم کند.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

And if they think, Jons says, they get more scared, and run to religion for solace.

و اگر فکر کنند، جانز می‌گوید، بیشتر می‌ترسند و برای آرامش به سمت دین می‌روند.

منبع: The Economist - Arts

" Cry, " said the chemist; " let nature take her course; that will solace you" .

" گریه کن،" شیمی‌دان گفت؛ " بذار طبیعت روندۀ خودش رو بگیره؛ اون بهت آرامش میده."

منبع: Madame Bovary (Part Two)

Judge by solace and comfort only and there is no behavior we ought to interfere with.

فقط با آرامش و آسایش قضاوت کنید و رفتاری وجود ندارد که باید با آن دخالت کنیم.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 4

Wang Ting said the tarot videos provided solace after breaking up with her boyfriend last August.

وانگ تینگ گفت که ویدیوهای تاروت آرامش را پس از جدایی از دوست پسرش در ماه آگوست گذشته فراهم کرد.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید