anguish

[ایالات متحده]/ˈæŋɡwɪʃ/
[بریتانیا]/ˈæŋɡwɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درد شدید ذهنی، به ویژه رنج عاطفی.

عبارات و ترکیب‌ها

anguished cries

اشک‌های درمان‌شدگی

جملات نمونه

the anguish of despair

اندوه و رنج مضاعف

The unspeakable anguish wrung his heart.

اندوهی وصف‌ناپذیر قلب او را در هم شکست.

he gave an anguished cry.

او با فریاد رنجیده، زجه کشید.

anguished victims of the earthquake; anguished screams for help.

قربانیان رنجیده زمین‌لرزه؛ فریادهای رنجیده برای کمک.

The anguish was so great that it turned into madness.

اندوه آنقدر زیاد بود که به جنون کشید.

she shut her eyes in anguish .

او چشمانش را در حالی که رنج می‌کشید بست.

anguished partings at railway stations.

جدایی‌های رنج‌بار در ایستگاه‌های راه‌آهن.

She cried out for anguish at parting.

او در هنگام جدایی با رنج فریاد زد.

a feeling of anguish so great that it threatened to engulf him.

حسی از اندوه آنقدر زیاد که تهدید می‌کرد او را در بر بگیرد.

The loss of her husband anguished her deeply.

از دست دادن همسرش او را عمیقاً رنجاند.

Desmond eyed her anguished face with sympathy.

دس‌موند با دلسوزی به چهره رنجیده او نگاه کرد.

I spent the next two weeks anguishing about whether I'd made the right decision.

من دو هفته بعد را در فکر اینکه آیا تصمیم درستی گرفته‌ام یا نه، گذراندم.

My untuned strings beg for music in their anguished cry of shame.

سیم‌های بی‌سازم برای موسیقی در فریادهای رنجیده از شرم خود التماس می‌کنند.

143 My untuned strings beg for music in their anguished cry of shame.

143 سیم‌های بی‌سازم برای موسیقی در فریادهای رنجیده از شرم خود التماس می‌کنند.

When you awfulize these problems, the results are that you feel depressed and begin to anguish it.

وقتی این مشکلات را بدتر جلوه می‌دهید، نتیجه این است که احساس افسردگی می‌کنید و شروع به رنجیدن از آن می‌کنید.

In the meantime, the unfortunate topman was losing his strength;his anguish could not be discerned on his face, but his exhaustion was visible in every limb;

در همین حین، مدیرعامل بدشانس داشت نیرویش را از دست می‌داد؛اندوهش بر چهره‌اش قابل تشخیص نبود، اما خستگی‌اش در هر اندامش قابل مشاهده بود;

"The anguish that you also should realize Cui Zhen fact " , " seeing the photograph feels you are true is a hag " , " curse you forever " etc rate of imprecatory assault and battery is very high.

«اندوهی که شما نیز باید واقعیت را درک کنید، حقایق Cui Zhen؛» «دیدن عکس باعث می‌شود احساس کنید یک جادوگر پیر هستید؛» «برای همیشه نفرینتان کنم» و غیره، نرخ حمله و ضرب و شتم با الفاظ رکیک بسیار زیاد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید