solo

[ایالات متحده]/ˈsəʊləʊ/
[بریتانیا]/ˈsoʊloʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطعه‌ای از موسیقی یا آهنگی که توسط یک نفر اجرا می‌شود
adj. انجام شده توسط یک نفر به تنهایی؛ مربوط به یک اجرا به صورت انفرادی
vt. به تنهایی بالا رفتن
vi. به تنهایی اجرا کردن
adv. به تنهایی

عبارات و ترکیب‌ها

solo artist

هنرمند تک‌خوان

solo performance

اجای فردی

solo concert

کنسرت سولو

solo flight

پرواز انفرادی

solo dance

رقص انفرادی

جملات نمونه

flew solo from Anchorage to Miami.

به تنهایی از Anchorage به Miami پرواز کرد.

a tenor solo; a tenor part.

یک اجرای تنور؛ بخشی برای تنور

an unlistenable operatic solo; an unlistenable diatribe.

یک اجرای اپرایی غیرقابل شنیدن؛ یک خطبه غیرقابل شنیدن.

Tara is currently working on a solo album.

تارا در حال حاضر روی یک آلبوم تکی کار می کند.

There’s wonderfully lyrical flute solo in the middle of this symphony.

یک قطعه ویولن بسیار زیبا در وسط این سمفونی وجود دارد.

There are some wonderful trumpet and trombone solos in the piece.

در این قطعه، اجرای های ترومپت و توبای فوق العاده ای وجود دارد.

the guitar solo lasted for twenty minutes.

اجرای گیتار به مدت بیست دقیقه طول کشید.

early opera developed pari passu with solo song.

اپرا در اوایل با آوازهای تک‌نفره به طور همزمان توسعه یافت.

a soprano solo reverently rendered by Linda Howie.

یک اجرای سوپرانو با احترام توسط لیندا هاوی.

interpreted the flute solo most originally.

قطعه ویولن را به طور اصیل تفسیر کرد.

First-generation Neons are highly competitive in SCCA Solo autocross.

نئون های نسل اول در مسابقات اتومبیل رانی SCCA Solo بسیار رقابتی هستند.

solo spots reveal hidden depths.

اجراهای تک نفره، لایه های پنهان را آشکار می کنند.

he dispossessed Hendrie and set off on a solo run.

او هندری را از آنجا بیرون کرد و به تنهایی شروع به دویدن کرد.

a solo with no end of shakes and trills and fandangles.

یک اجرای تک نفره با تعداد بی شماری از لرزش ها و زینت ها و اداها.

an extended, jazzy piano solo drew the biggest response from the crowd.

یک قطعه پیانو جازز طولانی، بیشترین واکنش را از جمعیت دریافت کرد.

at times the tuning is uncertain, and the solos often lack conviction.

گاهی اوقات کوک نامطمئن است و اجراها اغلب فاقد اطمینان هستند.

Senti , questa volta , compriamo solo quello che ci serve .

Senti , questa volta , compriamo solo quello che ci serve .

نمونه‌های واقعی

Genghis Khan playing a guitar solo, pixel art.

چینگیز خان در حال نواختن یک قطعه گیتار، هنر پیکسلی

منبع: Vox opinion

Innovation is not about solo genius, it's about collective genius.

نوآوری درباره نبوغ انفرادی نیست، بلکه درباره نبوغ جمعی است.

منبع: TED Talks (Audio Version) March 2015 Collection

Are you playing any solos around here this year?

آیا امسال در اینجا قطعه ای می نوازید؟

منبع: Listening to Music (Video Version)

Oh, so you prefer the solo?

اوه، پس شما ترجیح می دهید قطعه را بنوازید؟

منبع: American English dialogue

So did you do that solo?

پس آن قطعه را نواختید؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

You don't always make decisions solo.

شما همیشه به تنهایی تصمیم نمی گیرید.

منبع: Crash Course: Business in the Workplace

No. He didn't get the solo.

نه. او قطعه را به دست نیاورد.

منبع: Modern Family - Season 04

It's the bass solo, Turd Burglar!

این قطعه بیس است، دزد آشغال!

منبع: Diary of a Wimpy Kid: The Original Movie

I'll be sure to send you that recording of my bassoon solo.

مطمئناً ضبط قطعه بسون من را برای شما خواهم فرستاد.

منبع: Modern Family Season 6

I'm going to get the solo. I'm going to get scouted.

من قطعه را به دست خواهم آورد. من قرار است شناسایی شوم.

منبع: S03

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید