performance

[ایالات متحده]/pəˈfɔːməns/
[بریتانیا]/pərˈfɔːrməns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمایش توانایی‌های یک شخص یا قابلیت‌های یک محصول، به ویژه از نظر مهارت هنری یا حرفه‌ای؛ نحوه عملکرد یا کارکرد شخص یا چیزی؛ نتایج یا عواقب یک سرمایه‌گذاری؛ انجام یک کار یا وظیفه به‌طور مورد نیاز؛ قابلیت‌ها و کارایی یک وسیله نقلیه؛ نحوه استفاده یا بیان زبان در ارتباطات.

عبارات و ترکیب‌ها

stage performance

اجرای صحنه

live performance

اجراي زنده

musical performance

اجرای موسیقی

dance performance

اجرای رقص

high performance

عملکرد بالا

good performance

عملکرد خوب

performance evaluation

ارزیابی عملکرد

performance management

مدیریت عملکرد

system performance

عملکرد سیستم

dynamic performance

عملکرد دینامیک

performance appraisal

ارزیابی عملکرد

performance test

آزمون عملکرد

economic performance

عملکرد اقتصادی

performance index

شاخص عملکرد

outstanding performance

عملکرد برجسته

performance analysis

تجزیه و تحلیل عملکرد

product performance

عملکرد محصول

control performance

عملکرد کنترل

overall performance

عملکرد کلی

superior performance

عملکرد برتر

business performance

عملکرد تجاری

operating performance

عملکرد عملیاتی

working performance

عملکرد کاری

جملات نمونه

Their performance was sensational.

اجرای آنها خارق العاده بود.

The performance was adequate.

اجرا مناسب بود.

The performance was immense.

اجرا بسیار بزرگ بود.

a tolerable performance

یک اجرای قابل تحمل

a performance in the grand manner.

اجرا به روش بزرگ.

an inexpressive performance of the aria.

یک اجرای غیر بیانگر از آریای آواز.

a magical performance of the ballet.

اجرای جادویی باله

a command performance for the queen

اجرای ویژه برای ملکه

a splendid performance in the examinations.

یک اجرای باشکوه در امتحانات.

a performance that was the sensation of the season.

اجایی که سنسیشن فصل بود.

a divine performance of the concerto.

اجرای الهی کنسرتو

a middling performance

اجرای متوسط

The performance went off splendidly.

اجرا به خوبی پیش رفت.

a strong, virile performance of the Mass.

یک اجرای قوی و مردانه از مس.

the economy's performance at the micro level.

عملکرد اقتصاد در سطح خرد

The poor performance fell flat.

اجرای ضعیف ناامید کننده بود.

gave an effective performance as Othello.

اجرای موثری به عنوان اتلو ارائه داد.

What an abject performance!

چه عملکردی!

For example, lack of performance feedback, the distempered system of performance appraisal, and unclear performance standard.

به عنوان مثال، فقدان بازخورد عملکرد، سیستم معیوب ارزیابی عملکرد و استاندارد عملکرد نامشخص.

gave only a fair performance of the sonata.

فقط یک اجرای متوسط از سونات ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید