spaced

[ایالات متحده]/speist/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در فواصل منظم چیده شده; در فواصل قرار گرفته
v. جدا کردن; خالی گذاشتن

عبارات و ترکیب‌ها

evenly spaced

به طور مساوی توزیع شده

well spaced

فاصله گذاری مناسب

adequately spaced

فاصله گذاری کافی

spaced out

فضای خارج

equally spaced

به طور مساوی فاصله گذاری شده

جملات نمونه

the houses are spaced out .

خانه‌ها با فاصله‌ی زیادی از هم قرار دارند.

a tall man with widely spaced eyes.

مرد قدبلندی با چشم‌های گشاد.

The posts are to be spaced ten feet apart.

ستون‌ها باید با فاصله ده فوتی از هم قرار گیرند.

a row of closely spaced dots will look like a continuous line.

یک ردیف نقاط نزدیک به هم شبیه یک خط پیوسته به نظر می رسد.

The pictures in the gallery were well spaced out.

تصاویر در گالری به خوبی از هم فاصله داشتند.

Make sure the posts are spaced evenly apart.

مطمئن شوید که ستون ها با فاصله یکنواخت از هم قرار دارند.

railings spaced two feet apart; born three years apart.

نرخ‌ها با فاصله دو فوتی؛ متولد سه سال پیش از هم.

I was so tired that I began to feel totally spaced out.

من آنقدر خسته بودم که شروع به احساس کاملاً گیج و منزوی کردم.

I was supposed to meet her, but I spaced out and forgot.

قرار بود با او ملاقات کنم، اما حواس‌پرتی کردم و فراموش کردم.

You can see problems that aren't appear in a double-spaced Courier typescript. ( Yes, you could do this in the old days on galley proofs, but that was an expensive luxury for most writers).

می‌توانید مشکلاتی را ببینید که در یک صفحه Courier با فاصله دو برابر ظاهر نمی‌شوند. (بله، شما می‌توانید این کار را در دوران قدیم روی نمونه‌های گالری انجام دهید، اما این یک تجمل گران‌قیمت برای اکثر نویسندگان بود).

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید