spare

[ایالات متحده]/speə/
[بریتانیا]/spɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ذخیره کردن، تردید در تسلیم شدن، در دسترس قرار دادن

adj. در دسترس به عنوان جایگزین، در حد زیاد

n. قطعه یدکی

عبارات و ترکیب‌ها

spare a moment

لحظه‌ای را دریغ نکنید

spare change

پول خرد

spare parts

قطعات یدکی

spare tire

لاستیک زاپاس

spare oneself

خود را حفظ کردن

spare time

وقت اضافه

spare part

قطعه یدکی

spare no effort

هیچ تلاشی نکنید

spare no pains

هیچ تلاشی نکنید

spare capacity

ظرفیت اضافی

spare cash

پول نقد اضافی

spare money

پول اضافی

spare wheel

چرخ زاپاس

hot spare

زاپاس آماده

spare no expense

هیچ هزینه ای دریغ نکنید

go spare

دیوانه شدن

spare parts list

لیست قطعات یدکی

spare tyre

لاستیک زاپاس

جملات نمونه

a spare part; a spare pair of sneakers.

قطعه یدکی؛ یک جفت کفش ورزشی اضافی

a spare set of clothes.

یک مجموعه لباس اضافی

Don't spare the mustard.

موستاند را کم نریز.

The author's style is spare and elegant.

سبک نویسنده مختصر و ظریف است.

spare parts for cars.

قطعات یدکی خودرو

He doesn't spare himself.

او از خود دریغ نمی‌کند.

We have a spare bedroom.

ما یک اتاق اضافی داریم.

he carries no spare flesh.

او هیچ گوشت اضافی ندارد.

spare a tanner, guv'nor.

یک تانر را دریغ نکن، قربان.

installed myself in the spare room.

خودم را در اتاق اضافی نصب کردم.

few people had spare cash for inessentials.

کم افراد پول نقد اضافی برای موارد غیرضروری داشتند.

a spare, bearded figure.

یک چهره‌ی اضافی، با ریش

there was no way the men would spare her.

هیچ راهی نبود که مردان او را دریغ کنند.

leave a spare key with a trustworthy neighbour.

یک کلید اضافی را با یک همسایه مورد اعتماد بگذارید.

He does not spare himself.

او از خود دریغ نمی‌کند.

I employ my spare time in reading.

من وقت آزاد خود را صرف مطالعه می‌کنم.

نمونه‌های واقعی

Something Rusan Rice will be spared this time around.

این بار، برنج روسان محفوظ خواهد ماند.

منبع: NPR News June 2013 Compilation

Can you spare me a few minutes?

می‌توانید چند دقیقه به من فرصت دهید؟

منبع: IELTS vocabulary example sentences

I do confess my leanness. I am spare, And, therefore, spare me.

اعتراف می‌کنم که لاغر هستم. من کم حجم هستم و بنابراین، مرا دریغ نگنید.

منبع: American Version Language Arts Volume 6

No one is spared, not even the author.

هیچ کس محفوظ نمی‌ماند، حتی نویسنده هم.

منبع: The school of life

The drought has not spared wildlife.

خشکسالی حیات وحش را نیز در امان نگذاشته است.

منبع: VOA Standard English_Africa

Spare me your false courtesies, Lord Stark.

لطفاً تملق‌های دروغین خود را از من دریغ نکنید، سر لرد استارک.

منبع: Game of Thrones (Season 1)

What do you do in your spare time?

در اوقات فراغت خود چه می‌کنید؟

منبع: Advanced Interpretation Listening Fourth Edition

He is the spare, or extra son.

او پسر جانشین یا اضافی است.

منبع: VOA Special English: World

Or this mother kangaroo who has a spare included.

یا مادر کانگورو که یک جایگزین دارد.

منبع: CNN 10 Student English March 2018 Collection

Well, I have a spare in the bag.

خب، یک جایگزین در کیسه دارم.

منبع: BBC Authentic English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید