spectacle

[ایالات متحده]/ˈspektəkl/
[بریتانیا]/ˈspektəkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک منظره شگفت‌انگیز یا تأثیرگذار
چیزی غیرمنطقی یا احمقانه؛ یک منظره خنده‌دار
عینک.

عبارات و ترکیب‌ها

impressive spectacle

نمای چشمگیر

spectacle of nature

نمای طبیعت

spectacle of lights

نمای نورها

grand spectacle

نمای بزرگ

spectacle frame

قاب نمایش

جملات نمونه

Don't make a spectacle of yourself.

از خودتان یک نمایش بزرگ درست نکنید.

the spectacle of a city's mass grief.

نمایش غم و اندوه گسترده یک شهر.

drank too much and made a spectacle of himself.

خیلی زیاد نوشید و خود را به نمایش گذاشت.

a pair of spectacles).

یک جفت عینک).

She was fascinated at the spectacle of a rocket launching.

او از تماشای پرتاب موشک بسیار مجذوب بود.

it's the spectacle and music that send us, not the words.

این تماشا و موسیقی است که ما را به حرکت در می‌آورد، نه کلمات.

Spectacles ride his nose.

عینک روی بینی‌اش قرار دارد.

He made a spectacle of himself by shouting at the barman.

او با فریاد زدن به سمت بارمن، خود را به نمایش گذاشت.

The Spectacled Bear also lives in this biome.

خرس عینک‌دار نیز در این زیست‌بوم زندگی می‌کند.

He got drunk and made a spectacle of himself in the club.

خوابیده و خود را در باشگاه به نمایش گذاشت.

The spectacle greatly excited us at the time.

در آن زمان، این تماشا ما را بسیار هیجان‌زده کرد.

People wear spectacles so that they can see better.

افراد عینک می‌پوشند تا بهتر ببینند.

Hangings took place outside the prison as a public spectacle.

اعدام‌ها به عنوان یک تماشاگاه عمومی در خارج از زندان انجام می‌شد.

Her spectacles glinted in the moonlight.

عینک او در نور مهتاب می‌درخشید.

he tore the spectacles off and shied them at her.

او عینک را از سرش کند و به سمت او پرتاب کرد.

In this paper, model of aspherisation for higher-dioptry spectacle lens is investigated.

در این مقاله، مدل آسفری‌سازی برای لنز عینک با دیوپتر بالاتر مورد بررسی قرار می‌گیرد.

he pushed his spectacles further up the bridge of his nose.

او عینک خود را بیشتر روی پل بینی‌اش بالا برد.

medieval inventions included spectacles for reading and the spinning wheel.

اختراعات قرون وسطی شامل عینک برای خواندن و چرخ ریسندگی می‌شد.

Peter perched a pair of gold-rimmed spectacles on his nose.

پیتر یک جفت عینک با قاب طلایی روی بینی خود قرار داد.

you are still seeing the profession through rose-coloured spectacles .

شما هنوز هم شغل را از طریق عینک‌های رنگی سرخ‌رنگ می‌بینید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید