return to normalcy
بازگشت به حالت عادی
normalcy bias
تعصبِ نرمال
achieve normalcy
رسیدن به نرمال بودن
sense of normalcy
حس نرمال بودن
normalcy restored
نرمال بودن بازگشته است
normalcy in society
نرمال بودن در جامعه
normalcy returns
نرمال بودن بازمیگردد
temporary normalcy
نرمال بودن موقت
normalcy after crisis
نرمال بودن پس از بحران
normalcy is key
نرمال بودن کلیدی است
after the crisis, the community sought to restore normalcy.
پس از بحران، جامعه به دنبال بازگرداندن شرایط عادی بود.
normalcy in daily routines can help reduce stress.
وضعیت عادی در روالهای روزمره میتواند به کاهش استرس کمک کند.
finding normalcy after a major life change is important.
پیدا کردن حالت عادی پس از یک تغییر بزرگ در زندگی مهم است.
the government aimed to bring back normalcy as quickly as possible.
دولت به دنبال بازگرداندن سریع شرایط عادی بود.
many people yearn for a return to normalcy after the pandemic.
بسیاری از مردم پس از همهگیری مشتاق بازگشت به حالت عادی هستند.
she struggled to find normalcy in her chaotic life.
او برای پیدا کردن حالت عادی در زندگی آشفتهاش تلاش کرد.
normalcy is often disrupted by unexpected events.
وضعیت عادی اغلب توسط رویدادهای غیرمنتظره مختل میشود.
schools are working hard to achieve a sense of normalcy.
مدارس برای دستیابی به حس حالت عادی سخت تلاش میکنند.
he felt a sense of normalcy when he returned home.
وقتی به خانه برگشت، احساس کرد که حالت عادی را به دست آورده است.
normalcy can be comforting during uncertain times.
حالت عادی میتواند در زمانهای نامطمئن آرامشبخش باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید