spitefully

[ایالات متحده]/'spaitfuli/
[بریتانیا]/ˈspaɪtfʊlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با نیت بدخواهانه؛ با احساس کینه.

جملات نمونه

He answered his accusers spitefully.

او با کینه‌ پاسخگوی مدعیان خود بود.

She spoke spitefully about her former boss.

او با کینه‌ درباره رئیس سابقش صحبت کرد.

He acted spitefully towards his ex-girlfriend.

او با کینه‌ به سمت دوست دختر سابقش رفتار کرد.

The siblings often compete spitefully with each other.

خواهر و برادرها اغلب با کینه‌ با یکدیگر رقابت می‌کنند.

He spitefully ignored her messages after their argument.

او با کینه‌ پیام‌های او را پس از بحثشان نادیده گرفت.

The student spitefully spread rumors about his classmate.

دانش‌آموز با کینه‌ شایعاتی درباره همکلاسی خود پخش کرد.

The coach spitefully benched the star player for no reason.

مربی بدون دلیل بازیکن ستاره را با کینه‌ روی نیمکت نشاند.

She spitefully refused to help her friend in need.

او با کینه‌ از کمک به دوستش در نیاز امتناع کرد.

He spoke spitefully of his rival's achievements.

او با کینه‌ درباره دستاوردهای رقیب خود صحبت کرد.

The politician spitefully criticized his opponent during the debate.

سیاستمدار با کینه‌ حریف خود را در طول مناظره مورد انتقاد قرار داد.

نمونه‌های واقعی

" Wouldn't spy on you, anyway, " he added spitefully, " you're a Muggle."

" اصلا کنکاش نمی کردم، به هر حال،" او با کینه گفت: "تو یک ماگل هستی."

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

People feel angry when you show contempt towards, act spitefully against, or shame them.

وقتی کسی با تحقیر رفتار می کنید، با کینه عمل می کنید یا کسی را شرمنده می کنید، مردم عصبانی می شوند.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

Acting spitefully means that you are preventing someone from getting something that they want just to hurt them.

عمل با کینه به این معنی است که شما از به دست آوردن چیزی که می خواهند، فقط برای آسیب رساندن به آنها جلوگیری می کنید.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

" They said I'm going to be their leader one day, " Mowgli added spitefully.

" آنها گفتند که من یک روز رهبر آنها خواهم بود،" موگلی با کینه اضافه کرد.

منبع: The Jungle Book

I somehow felt that he was spitefully silent, that he obstinately refused to be enthusiastic.

من به نوعی احساس کردم که او به طور کینه ای ساکت بود، که او به طور سرسختانه از ابراز اشتیاق امتناع کرد.

منبع: Family and the World (Part 1)

Malfoy was looking furious, and as Ginny passed him to enter her classroom, he yelled spitefully after her, “I don't think Potter liked your valentine much! ”

مالفوی با خشم به نظر می رسید و وقتی جینی از کنار او عبور کرد تا وارد کلاسش شود، با کینه او فریاد زد: " فکر نمی کنم پاتر از ولنتاین شما خوشش آمده باشد!"

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

Three of them left the door open, and the other two pulled it so spitefully in going out that the little bell played the very deuce with Hepzibah's nerves.

سه نفر از آنها در را باز گذاشتند و دو نفر دیگر آن را با کینه ای که در حال بیرون رفتن بودند، به شدت کشیدند که زنگ کوچک با اعصاب هپزیبا بازی کرد.

منبع: Seven-angled Tower (Part 1)

And the next time you're stuck in traffic, it may help to remember that other drivers aren't necessarily driving spitefully, but are simply unaware of road conditions ahead— and drive accordingly.

و دفعه بعد که در ترافیک گیر کردید، به یاد داشته باشید که رانندگان دیگر لزوماً با کینه رانندگی نمی کنند، بلکه به سادگی از شرایط جاده در پیش آگاه نیستند - و بر این اساس رانندگی کنید.

منبع: TED-Ed (video version)

I got the dish-cloth and rather spitefully scrubbed Edgar's nose and mouth, affirming it served him right for meddling. His sister began weeping to go home, and Cathy stood by confounded, blushing for all.

من پارچه ظرف را برداشتم و به طور کینه ای بینی و دهان ادگار را با خشنودی تمیز کردم و گفتم که حق اوست که دخالت کند. خواهرش شروع به گریه برای رفتن به خانه کرد و کتی با سردرگونی کنار ایستاد و برای همه شرمنده شد.

منبع: Wuthering Heights

It was translated with more literary skill by Gilbert Burnet, in 1684, soon after he had conducted the defence of his friend Lord William Russell, attended his execution, vindicated his memory, and been spitefully deprived by James II.

این اثر با مهارت ادبی بیشتری توسط گیلفرد برنت در سال 1684، بلافاصله پس از آنکه او دفاع از دوستش، لرد ویلیام راسل را انجام داده بود، از اجرای او شرکت کرده بود، خاطره او را تبرئه کرده بود و به طور کینه ای توسط جیمز دوم محروم شده بود، ترجمه شد.

منبع: Utopia

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید