spits fire
آتش میپاشد
spits venom
سم میپاشد
spits blood
خون میپاشد
spits out
بیرون میریزد
spits nails
خار میپاشد
spits sparks
جرقه میپاشد
spits words
کلمه میپاشد
spits hate
نفرت میپاشد
spits seeds
بذر میپاشد
spits truth
حقیقت میپاشد
the dog spits out the ball after fetching it.
سگ پس از آوردن آن، توپ را بیرون میاندازد.
he spits when he talks, which can be annoying.
او هنگام صحبت کردن تف میکند که میتواند آزاردهنده باشد.
the chef spits the food onto the plate with precision.
سرآشپز با دقت غذا را روی بشقاب میاندازد.
the angry cat spits at anyone who approaches.
گربه عصبانی به هر کسی که نزدیک میشود تف میکند.
he spits out his gum before entering the theater.
او آدامس خود را بیرون میاندازد قبل از ورود به تئاتر.
the volcano spits lava during the eruption.
آتشفشان در هنگام فوران گدازه بیرون میاندازد.
she spits out the words in frustration.
او با ناراحتی کلمات را بیرون میاندازد.
the player spits on the field after a tough play.
بازیکن پس از یک بازی سخت روی زمین تف میکند.
he spits out the water after rinsing his mouth.
او پس از آبکشی دهانش آب را بیرون میاندازد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید