spits

[ایالات متحده]/spɪts/
[بریتانیا]/spɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد از تف کردن؛ ایجاد صدای جیرجیر کردن؛ به طور پراکنده یا پاشیدن؛ باران سبک باریدن

عبارات و ترکیب‌ها

spits fire

آتش می‌پاشد

spits venom

سم می‌پاشد

spits blood

خون می‌پاشد

spits out

بیرون می‌ریزد

spits nails

خار می‌پاشد

spits sparks

جرقه می‌پاشد

spits words

کلمه می‌پاشد

spits hate

نفرت می‌پاشد

spits seeds

بذر می‌پاشد

spits truth

حقیقت می‌پاشد

جملات نمونه

the dog spits out the ball after fetching it.

سگ پس از آوردن آن، توپ را بیرون می‌اندازد.

he spits when he talks, which can be annoying.

او هنگام صحبت کردن تف می‌کند که می‌تواند آزاردهنده باشد.

the chef spits the food onto the plate with precision.

سرآشپز با دقت غذا را روی بشقاب می‌اندازد.

the angry cat spits at anyone who approaches.

گربه عصبانی به هر کسی که نزدیک می‌شود تف می‌کند.

he spits out his gum before entering the theater.

او آدامس خود را بیرون می‌اندازد قبل از ورود به تئاتر.

the volcano spits lava during the eruption.

آتشفشان در هنگام فوران گدازه بیرون می‌اندازد.

she spits out the words in frustration.

او با ناراحتی کلمات را بیرون می‌اندازد.

the player spits on the field after a tough play.

بازیکن پس از یک بازی سخت روی زمین تف می‌کند.

he spits out the water after rinsing his mouth.

او پس از آبکشی دهانش آب را بیرون می‌اندازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید