ingests

[ایالات متحده]/ɪnˈdʒɛsts/
[بریتانیا]/ɪnˈdʒɛsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خوردن یا بلعیدن (سوم شخص مفرد ingest)؛ به دست آوردن (چیزی)

عبارات و ترکیب‌ها

dog ingests food

سگ غذا را می‌بلعد

child ingests medicine

کودک دارو را می‌بلعد

animal ingests toxins

حیوان سم را می‌بلعد

person ingests nutrients

فرد مواد مغذی را می‌بلعد

patient ingests supplements

بیمار مکمل‌ها را می‌بلعد

organism ingests food

موجود زنده غذا را می‌بلعد

body ingests calories

بدن کالری را می‌بلعد

fish ingests algae

ماهی جلبک را می‌بلعد

baby ingests formula

نوزاد شیر خشک را می‌بلعد

plant ingests sunlight

گیاه نور خورشید را می‌بلعد

جملات نمونه

the animal ingests food through its mouth.

حیوان غذا را از طریق دهان خود جذب می‌کند.

he carefully ingests the information before making a decision.

او قبل از تصمیم‌گیری، اطلاعات را با دقت جذب می‌کند.

the plant ingests nutrients from the soil.

گیاه مواد مغذی را از خاک جذب می‌کند.

she ingests a lot of water during her workout.

او در طول تمرین خود مقدار زیادی آب جذب می‌کند.

animals that ingest plastic can suffer serious health issues.

حیواناتی که پلاستیک را جذب می‌کنند، ممکن است دچار مشکلات جدی سلامتی شوند.

the body ingests vitamins and minerals from food.

بدن ویتامین‌ها و مواد معدنی را از غذا جذب می‌کند.

the child ingests too much sugar from candies.

کودک مقدار زیادی شکر از طریق شیرینیجات جذب می‌کند.

he ingests knowledge through reading every day.

او با خواندن هر روز دانش را جذب می‌کند.

she ingests the culture by living in a new country.

او با زندگی در یک کشور جدید، فرهنگ را جذب می‌کند.

the fish ingests small particles from the water.

ماهی ذرات کوچک را از آب جذب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید