swallows fly
مرغ ها پرواز می کنند
swallows nest
مرغ ها لانه می سازند
swallows chirp
مرغ ها جیک جیک می کنند
swallows gather
مرغ ها جمع می شوند
swallows migrate
مرغ ها مهاجرت می کنند
swallows swoop
مرغ ها شیرجه می زنند
swallows return
مرغ ها باز می گردند
swallows sing
مرغ ها آواز می خوانند
swallows soar
مرغ ها اوج می گیرند
swallows dart
مرغ ها با سرعت حرکت می کنند
she swallows her pride and asks for help.
او غرورش را فرو میبلعد و درخواست کمک میکند.
the bird swallows its food quickly.
پرنده غذایش را به سرعت فرو میبلعد.
he swallows his fear before speaking in public.
او ترس خود را قبل از صحبت کردن در ملاء عامت فرو میبلعد.
she swallows the bitter medicine without complaint.
او داروی تلخ را بدون شکایت فرو میبلعد.
the child swallows the story whole, captivated by the tale.
کودک داستان را به طور کامل میبلعد و با داستان مسحور میشود.
he swallows his words, realizing he was wrong.
او کلماتش را فرو میبلعد، متوجه میشود که اشتباه کرده است.
she swallows hard, trying to hold back tears.
او سخت میبلعد، سعی میکند جلوی اشکهایش را بگیرد.
they swallows their disappointment and move on.
آنها ناامیدی خود را فرو میبلعند و ادامه میدهند.
the fish swallows its prey in one swift motion.
ماهی طعمه خود را در یک حرکت سریع میبلعد.
he swallows his anger and chooses to forgive.
او خشم خود را فرو میبلعد و تصمیم میگیرد ببخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید