swallows

[ایالات متحده]/ˈswɒl.əʊz/
[بریتانیا]/ˈswɑː.loʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قورت (جمع قورت); قورت‌ها; گلو (جمع قورت)
v. قورت دادن; بلعیدن; تحمل کردن (سوم شخص مفرد قورت دادن)

عبارات و ترکیب‌ها

swallows fly

مرغ ها پرواز می کنند

swallows nest

مرغ ها لانه می سازند

swallows chirp

مرغ ها جیک جیک می کنند

swallows gather

مرغ ها جمع می شوند

swallows migrate

مرغ ها مهاجرت می کنند

swallows swoop

مرغ ها شیرجه می زنند

swallows return

مرغ ها باز می گردند

swallows sing

مرغ ها آواز می خوانند

swallows soar

مرغ ها اوج می گیرند

swallows dart

مرغ ها با سرعت حرکت می کنند

جملات نمونه

she swallows her pride and asks for help.

او غرورش را فرو می‌بلعد و درخواست کمک می‌کند.

the bird swallows its food quickly.

پرنده غذایش را به سرعت فرو می‌بلعد.

he swallows his fear before speaking in public.

او ترس خود را قبل از صحبت کردن در ملاء عامت فرو می‌بلعد.

she swallows the bitter medicine without complaint.

او داروی تلخ را بدون شکایت فرو می‌بلعد.

the child swallows the story whole, captivated by the tale.

کودک داستان را به طور کامل می‌بلعد و با داستان مسحور می‌شود.

he swallows his words, realizing he was wrong.

او کلماتش را فرو می‌بلعد، متوجه می‌شود که اشتباه کرده است.

she swallows hard, trying to hold back tears.

او سخت می‌بلعد، سعی می‌کند جلوی اشک‌هایش را بگیرد.

they swallows their disappointment and move on.

آنها ناامیدی خود را فرو می‌بلعند و ادامه می‌دهند.

the fish swallows its prey in one swift motion.

ماهی طعمه خود را در یک حرکت سریع می‌بلعد.

he swallows his anger and chooses to forgive.

او خشم خود را فرو می‌بلعد و تصمیم می‌گیرد ببخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید