absorbent sponge
اسفنج جاذب
kitchen sponge
اسفنج آشپزخانه
natural sponge
اسفنج طبیعی
cleaning sponge
اسفنج پاک کننده
sponge cake
کیک اسفنجی
sponge iron
اسفنج آهن
titanium sponge
اسفنج تیتانیوم
sponge rubber
اسفنج لاستیکی
sponge titanium
اسفنج تیتانیوم
gelatin sponge
اسفنج ژلاتینی
sponge on
اسفنج روی
sponge gourd
کدو اسفنجی
bath sponge
اسفنج حمام
sponge on one's friends
از دوستان خود نخواهید
sponge off the table.
آن را از روی میز پاک کنید.
sponge up the mess.
کثیفی را پاک کنید.
Don't sponge on your parents.
از والدین خود نخواهید.
they gave him a quick sponge down .
آنها به او یک حمام سریع با اسفنج دادند.
sponge the mud spots off the car
با اسفنج لکههای گل را از روی ماشین پاک کنید.
She sponged the boy's wound.
او زخم پسر را با اسفنج تمیز کرد.
The sentence should be sponged out.
باید جمله را پاک کرد.
I'll go and sponge this orange juice off my dress.
من می روم و آب نارنج را از روی لباس ام پاک می کنم.
Her sponge cakes are as light as air.
کیک های اسفنجی او به سبک هوا هستند.
sponged off her parents.
از والدینش خواست.
a wet sponge) but also what is not yet dry (
اسفنج خیس) بلکه آنچه هنوز خشک نیست (
She sponged 400 dollars last night.
او شب گذشته 400 دلار خواست.
The mother sponged crayon marks off.
مادر لکههای ماژیک را با اسفنج پاک کرد.
The pedlar sponged money off us.
پدلر پول از ما گرفت.
You should try to sponge out the memory of the accident.
باید سعی کنید خاطره تصادف را پاک کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید