sponge

[ایالات متحده]/spʌndʒ/
[بریتانیا]/spʌndʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک توده متخلخل و جاذب، به ویژه یک پد سلولزی یا یک تکه فوم لاستیکی که برای شستن یا تمیز کردن استفاده می‌شود
vt. تمیز کردن یا پاک کردن با یک اسفنج
vt. & vi. به دست آوردن از طریق وسایل غیرمستقیم یا زیرکانه

عبارات و ترکیب‌ها

absorbent sponge

اسفنج جاذب

kitchen sponge

اسفنج آشپزخانه

natural sponge

اسفنج طبیعی

cleaning sponge

اسفنج پاک کننده

sponge cake

کیک اسفنجی

sponge iron

اسفنج آهن

titanium sponge

اسفنج تیتانیوم

sponge rubber

اسفنج لاستیکی

sponge titanium

اسفنج تیتانیوم

gelatin sponge

اسفنج ژلاتینی

sponge on

اسفنج روی

sponge gourd

کدو اسفنجی

bath sponge

اسفنج حمام

جملات نمونه

sponge on one's friends

از دوستان خود نخواهید

sponge off the table.

آن را از روی میز پاک کنید.

sponge up the mess.

کثیفی را پاک کنید.

Don't sponge on your parents.

از والدین خود نخواهید.

they gave him a quick sponge down .

آنها به او یک حمام سریع با اسفنج دادند.

sponge the mud spots off the car

با اسفنج لکه‌های گل را از روی ماشین پاک کنید.

She sponged the boy's wound.

او زخم پسر را با اسفنج تمیز کرد.

The sentence should be sponged out.

باید جمله را پاک کرد.

I'll go and sponge this orange juice off my dress.

من می روم و آب نارنج را از روی لباس ام پاک می کنم.

Her sponge cakes are as light as air.

کیک های اسفنجی او به سبک هوا هستند.

sponged off her parents.

از والدینش خواست.

a wet sponge) but also what is not yet dry (

اسفنج خیس) بلکه آنچه هنوز خشک نیست (

She sponged 400 dollars last night.

او شب گذشته 400 دلار خواست.

The mother sponged crayon marks off.

مادر لکه‌های ماژیک را با اسفنج پاک کرد.

The pedlar sponged money off us.

پدلر پول از ما گرفت.

You should try to sponge out the memory of the accident.

باید سعی کنید خاطره تصادف را پاک کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید