soapy bubbles
حبابهای صابونی
soapy water
آب صابونی
soapy residue
رسیدگی صابونی
soak it in warm soapy water.
آن را در آب گرم و صابون خیس کنید.
a soapy, worshipful look.
یک نگاه صابونی و پرستشآمیز
soapy little turns of plot.
پیچشهای کوچک و صابونی داستان
Wash the tablecloth in fairly hot soapy water.
پارچه سفره را در آب صابونی نسبتاً داغ بشویید.
The clothes are soaking in soapy water.
لباسها در حال خیس شدن در آب صابونی هستند.
Soapy was tossed into prison without trial.
صابونی بدون محاکمه به زندان انداخته شد.
Run lots of soapy water through the pipe to clean it.
برای تمیز کردن آن، مقدار زیادی آب صابونی از طریق لوله عبور دهید.
Please wash the dishes with the soapy water containing disinfectant.
لطفاً ظروف را با آب صابونی حاوی ضدعفونی کننده بشویید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید