soapy

[ایالات متحده]/'səʊpɪ/
[بریتانیا]/'sopi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده از صابون; حاوی صابون; شبیه صابون; نرم.

عبارات و ترکیب‌ها

soapy bubbles

حباب‌های صابونی

soapy water

آب صابونی

soapy residue

رسیدگی صابونی

جملات نمونه

soak it in warm soapy water.

آن را در آب گرم و صابون خیس کنید.

a soapy, worshipful look.

یک نگاه صابونی و پرستش‌آمیز

soapy little turns of plot.

پیچش‌های کوچک و صابونی داستان

Wash the tablecloth in fairly hot soapy water.

پارچه سفره را در آب صابونی نسبتاً داغ بشویید.

The clothes are soaking in soapy water.

لباس‌ها در حال خیس شدن در آب صابونی هستند.

Soapy was tossed into prison without trial.

صابونی بدون محاکمه به زندان انداخته شد.

Run lots of soapy water through the pipe to clean it.

برای تمیز کردن آن، مقدار زیادی آب صابونی از طریق لوله عبور دهید.

Please wash the dishes with the soapy water containing disinfectant.

لطفاً ظروف را با آب صابونی حاوی ضدعفونی کننده بشویید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید