squeezed juice
آبمیوه گرفته شده
squeezed lemon
لیموی گرفته شده
squeezed sponge
اسفنج گرفته شده
squeezed toothpaste
خمیر دندان گرفته شده
squeezed orange
نار گرفته شده
squeezed lime
لایم گرفته شده
squeezed space
فضای فشرده
squeezed budget
بودجه فشرده
squeezed time
زمان فشرده
squeezed energy
انرژی فشرده
she squeezed the lemon to make lemonade.
او لیمو را برای درست کردن لیموناد فشار داد.
the toothpaste was squeezed out of the tube.
خمیر دندان از داخل لوله خارج شد.
he squeezed her hand gently to comfort her.
او دستش را به آرامی فشار داد تا او را آرام کند.
they squeezed into the crowded subway train.
آنها به سختی خود را در قطار متروی شلوغ جا دادند.
the children squeezed the sponge to soak up the water.
کودکان اسفنج را فشار دادند تا آب را جذب کنند.
she squeezed the stress ball to relieve tension.
او توپ استرس را فشار داد تا تنش را کاهش دهد.
the juice was squeezed fresh from the oranges.
آبمیوه به طور تازه از پرتقال ها گرفته شد.
he squeezed in a quick workout before work.
او قبل از شروع به کار یک تمرین سریع انجام داد.
they squeezed every last drop from the bottle.
آنها آخرین قطره را از بطری گرفتند.
she squeezed her eyes shut against the bright light.
او چشمانش را در برابر نور شدید بست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید