spouted

[ایالات متحده]/spaʊtɪd/
[بریتانیا]/spaʊtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای دهانه

عبارات و ترکیب‌ها

spouted water

آب پاشید

spouted steam

بخار پاشید

spouted fire

آتش پاشید

spouted oil

نفت پاشید

spouted out

بیرون پاشید

spouted liquid

مایع پاشید

spouted fountain

چشمه پاشید

spouted lava

گدازه پاشید

spouted debris

آوار پاشید

spouted gas

گاز پاشید

جملات نمونه

the volcano spouted lava and ash into the sky.

آتشفشان گدازه و خاکستر را به آسمان پرتاب کرد.

she spouted her opinions without considering others.

او نظرات خود را بدون در نظر گرفتن دیگران بیان کرد.

the fountain spouted water in a beautiful arc.

چشمه آب را در یک قوس زیبا پاشید.

he spouted facts about the history of the city.

او حقایقی در مورد تاریخ شهر بیان کرد.

the whale spouted water high into the air.

نهنگ آب را به ارتفاع زیاد به هوا پاشید.

during the debate, she spouted a series of statistics.

در طول بحث، او مجموعه‌ای از آمارها را بیان کرد.

the geyser spouted steam and hot water every few minutes.

گلوه هر چند دقیقه بخار و آب داغ را پاشید.

he spouted nonsense during the meeting.

او در طول جلسه حرف‌های بی‌معنی بیان کرد.

the child spouted a stream of questions.

کودک یک جریان از سؤالات را بیان کرد.

as he spoke, he spouted a mix of excitement and nervousness.

همانطور که صحبت می‌کرد، ترکیبی از هیجان و اضطراب را بیان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید