protruded

[ایالات متحده]/prəˈtruːdɪd/
[بریتانیا]/prəˈtruːdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکت protrude

عبارات و ترکیب‌ها

protruded jaw

چانه بیرون زده

protruded tongue

زبانه بیرون زده

protruded belly

شکم بیرون زده

protruded teeth

دندان‌های بیرون زده

protruded bones

استخوان‌های بیرون زده

protruded ribs

دنده‌های بیرون زده

protruded eyes

چشمان بیرون زده

protruded skin

پوست بیرون زده

protruded structure

ساختار بیرون زده

protruded part

قسمت بیرون زده

جملات نمونه

the rock protruded from the ground, creating a natural landmark.

چشمه از زمین بیرون زده بود و یک نقطه ی طبیعی ایجاد کرده بود.

his chin protruded slightly, giving him a distinctive look.

چانه‌اش کمی بیرون زده بود که به او ظاهری خاص داده بود.

the roots of the tree protruded through the soil.

ریشه‌های درخت از میان خاک بیرون زده بودند.

she noticed that her shirt had protruded out of her pants.

او متوجه شد که پیراهنش از شلوارهای او بیرون زده است.

the building's balcony protruded over the street.

بالکن ساختمان از روی خیابان بیرون زده بود.

his stomach protruded after the big meal.

شکمش بعد از غذای بزرگ بیرون زده بود.

the mountain peak protruded above the clouds.

نوک کوه از بالای ابرها بیرون زده بود.

the shelf protruded from the wall, providing extra space.

قفسه از دیوار بیرون زده بود و فضای بیشتری فراهم می‌کرد.

her eyes protruded with shock when she heard the news.

چشمانش با شوک بیرون زده بودند وقتی خبر را شنید.

the sculpture's features protruded in an artistic way.

ویژگی‌های مجسمه به روشی هنرمندانه بیرون زده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید