gushed with joy
با خوشحالی فوران کرد
gushed about it
در مورد آن با هیجان صحبت کرد
gushed forth water
آب به طور ناگهانی فوران کرد
gushed with love
با عشق فوران کرد
gushed in excitement
با هیجان فوران کرد
gushed with praise
با تحسین فوران کرد
gushed over him
بر او با هیجان فوران کرد
gushed out tears
اشکها فوران کردند
gushed with enthusiasm
با اشتیاق فوران کرد
gushed in delight
با خوشحالی زیاد فوران کرد
the crowd gushed with excitement as the concert began.
توده جمعیت با هیجان از شروع کنسرت غرق شدند.
she gushed about her recent vacation to her friends.
او درباره تعطیلات اخیرش با دوستانش صحبت کرد.
he gushed over the beautiful sunset at the beach.
او از غروب زیبای ساحل با هیجان صحبت کرد.
the teacher gushed with pride as her students graduated.
معلم با افتخار از فارغ التحصیلی دانش آموزانش صحبت کرد.
the fans gushed about the new movie on social media.
هوادارها درباره فیلم جدید در رسانه های اجتماعی صحبت کردند.
she gushed with joy when she received the good news.
او با خوشحالی وقتی خبر خوب را دریافت کرد صحبت کرد.
the author gushed about her inspiration for the novel.
نویسنده درباره الهام خود برای رمان صحبت کرد.
he gushed with enthusiasm when discussing his favorite hobby.
او با اشتیاق وقتی درباره سرگرمی مورد علاقه اش صحبت کرد صحبت کرد.
the children gushed over the new toys they received.
کودکان با هیجان درباره اسباب بازی های جدیدی که دریافت کردند صحبت کردند.
she gushed with gratitude for all the help she received.
او با قدردانی برای تمام کمک هایی که دریافت کرده بود صحبت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید