gushed

[ایالات متحده]/ɡʌʃt/
[بریتانیا]/ɡʌʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ناگهان و به مقدار زیاد جاری شدن؛ به طور افراطی صحبت یا نوشتن

عبارات و ترکیب‌ها

gushed with joy

با خوشحالی فوران کرد

gushed about it

در مورد آن با هیجان صحبت کرد

gushed forth water

آب به طور ناگهانی فوران کرد

gushed with love

با عشق فوران کرد

gushed in excitement

با هیجان فوران کرد

gushed with praise

با تحسین فوران کرد

gushed over him

بر او با هیجان فوران کرد

gushed out tears

اشک‌ها فوران کردند

gushed with enthusiasm

با اشتیاق فوران کرد

gushed in delight

با خوشحالی زیاد فوران کرد

جملات نمونه

the crowd gushed with excitement as the concert began.

توده جمعیت با هیجان از شروع کنسرت غرق شدند.

she gushed about her recent vacation to her friends.

او درباره تعطیلات اخیرش با دوستانش صحبت کرد.

he gushed over the beautiful sunset at the beach.

او از غروب زیبای ساحل با هیجان صحبت کرد.

the teacher gushed with pride as her students graduated.

معلم با افتخار از فارغ التحصیلی دانش آموزانش صحبت کرد.

the fans gushed about the new movie on social media.

هوادارها درباره فیلم جدید در رسانه های اجتماعی صحبت کردند.

she gushed with joy when she received the good news.

او با خوشحالی وقتی خبر خوب را دریافت کرد صحبت کرد.

the author gushed about her inspiration for the novel.

نویسنده درباره الهام خود برای رمان صحبت کرد.

he gushed with enthusiasm when discussing his favorite hobby.

او با اشتیاق وقتی درباره سرگرمی مورد علاقه اش صحبت کرد صحبت کرد.

the children gushed over the new toys they received.

کودکان با هیجان درباره اسباب بازی های جدیدی که دریافت کردند صحبت کردند.

she gushed with gratitude for all the help she received.

او با قدردانی برای تمام کمک هایی که دریافت کرده بود صحبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید