steep

[ایالات متحده]/stiːp/
[بریتانیا]/stiːp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شیب‌دار; vt. خیس کردن; vi. خیس شدن; n. خیس کردن; صخره.

عبارات و ترکیب‌ها

steep hill

تپه شیب‌دار

steep price

قیمت زیاد

steep learning curve

منحنی یادگیری تند

steep competition

رقابت شدید

steeped in tradition

ریشه در سنت داشتن

a steep drop

افت شدید

steeped in history

ریشه در تاریخ داشتن

steep mountain

کوه تند

a steep climb

صعود تند

steep slope

شیب تند

steep rise

افزایش شدید

steep dip

شیب تند

steep incline

شیب تند

steep grade

شیب تند

corn steep liquor

مایع خیسانده ذرت

جملات نمونه

the steep inclination of a roof.

شیب تند سقف

the steep rise in unemployment.

افزایش شدید بیکاری

a steep membership fee.

یک هزینه عضویت زیاد.

a steep rise in salaries.

افزایش شدید حقوق و دستمزدها

There was a steep rise in prices.

افزایش شدید قیمت‌ها وجود داشت.

a steep, black-diamond run.

یک مسیر شیب‌دار، الماس سیاه

this is a rather steep statement.

این یک اظهار نظر نسبتاً تند است.

scramble up a steep hillside

بالا رفتن از یک تپه شیب‌دار

The face of the cliff was a steep climb.

سطح صخره یک صعود تند بود.

the plane had gone into a steep descent.

هواپیما وارد یک فرود تند شده بود.

a steep, badly eroded descent.

یک نزول تند و به طرز بدی فرسوده.

the land fell away in a steep bank.

زمین به سرعت در یک شیب تند پایین رفت.

a city steeped in history.

شهری غرق در تاریخ.

steep the tea in boiling water

چای را در آب جوش خیس کنید.

ruins steeped in gloom

آثار غرق در تاریکی

This is a city steeped in history.

این یک شهر غرق در تاریخ است.

نمونه‌های واقعی

The train snailed up the steep grade.

قطار با سرعت کم در سربالای تند بالا رفت.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

The peaks grow tall with steep slopes.

قله‌ها با склоهای تند بلند می‌شوند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Francl's book Steeped, however, is no joke.

با این حال، کتاب Steeped اثر فرانککل شوخی نیست.

منبع: This month VOA Special English

It's the steepest part of this trendline.

این قسمت تندترین قسمت این خط روند است.

منبع: Vox opinion

It's often used with the adjective steep, a steep learning curve.

اغلب با صفت تند استفاده می‌شود، یک منحنی یادگیری تند.

منبع: Emma's delicious English

Martin Luther King Jr., he says, was always steeped in the ideas and always prepared.

او می‌گوید، مارتین لوتر کینگ جونیور همیشه در ایده‌ها غوطه‌ور و همیشه آماده بود.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

No, I think the, uh, Wagoneer's a little too steep for us.

نه، فکر می‌کنم، اوه، واگونر برای ما کمی گران است.

منبع: Our Day Season 2

As Prime Minister, he's restored economic stability to a country once steeped in crisis.

به عنوان نخست وزیر، او ثبات اقتصادی را به کشوری که زمانی در بحران غوطه‌ور بود، بازگردانده است.

منبع: BBC Listening November 2012 Collection

To my 12-year-old eyes, the hill was a mountain and the slope impossibly steep.

از نظر من 12 ساله، آن تپه کوه بود و شیب آن غیرقابل تصور بود.

منبع: "Christian Science Monitor" Reading Selections

Sometimes bees paid a steep price for this preference.

گاهی اوقات زنبورها برای این ترجیح هزینه زیادی پرداخت می‌کردند.

منبع: Science in 60 Seconds September 2017 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید