slope downwards
شیب به سمت پایین
sloping field
میدان شیبدار
sloping roof
سقف شیبدار
sloping at an angle of 33° to the horizontal.
با زاویه 33 درجه نسبت به افق شیب دارد.
a sloping stone coping oversailing a gutter.
سنگنمای شیبدار سنگی که از یک ناودان بیرون زده است.
I had seen Don sloping about the beach.
من دون را در حال قدم زدن در ساحل دیده بودم.
overloaded timber floors are likely to sag, producing a dished or sloping floor surface.
کفهای چوبی بیش از حد بارگذاری شده احتمالاً دچار فرورفتگی میشوند و سطح کف به شکل فرورفته یا شیبدار ایجاد میشود.
This research discovered that soil pondage of level terrace were less than fallow sloping filed because of crops’ absorbing and using, and evaporation.
این تحقیق نشان داد که نگهداری آب در خاک تراسهای هموار کمتر از زمینهای شیبدار و غیر کشت شده به دلیل جذب و استفاده از آب توسط محصولات و تبخیر است.
The sloping hillside was covered in wildflowers.
شیب تپهها با گلهای وحشی پوشیده شده بود.
She carefully made her way down the sloping path.
او با احتیاط از مسیر شیبدار به پایین رفت.
The sloping roof of the house collected rainwater in a barrel.
سقف شیبدار خانه آب باران را در یک بشکه جمعآوری میکرد.
They built a terrace on the sloping terrain for their garden.
آنها برای باغ خود یک گودال در زمین شیبدار ساختند.
The sloping driveway made it difficult to park the car.
شیب زیاد مسیر ورودی ماشین پارک کردن ماشین را دشوار میکرد.
We enjoyed sledding down the sloping hill in winter.
ما از سورتمه سواری در تپه شیبدار در زمستان لذت بردیم.
The sloping ceiling made the room feel cozy.
سقف شیبدار باعث میشد اتاق دنج به نظر برسد.
The sloping road was challenging to drive on during heavy rain.
مسیر شیبدار در هنگام باران شدید رانندگی را دشوار میکرد.
The sloping landscape provided a beautiful view of the valley below.
منظره شیبدار منظرهای زیبا از دره زیرین را ارائه میکرد.
The sloping vineyard produced excellent grapes for winemaking.
باغ انگور شیبدار انگورهای عالی برای شرابسازی تولید میکرد.
A boulder rolled down the slope and narrowly missed the car.
یک سنگ بزرگ از شیب به پایین غلتید و به طرز خطرناکی از ماشین جا خالی داد.
منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.There were also photovoltaic tiles fixed to the top and bottom of this sloping wall.
همچنین پنلهای خورشیدی در بالا و پایین این دیوار شیبدار نصب شده بود.
منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 9Sounds appealing, but it's a slippery slope.
به نظر جذاب میرسد، اما یک شیب لغزنده است.
منبع: Asap SCIENCE SelectionThey built an indoor ski slope in the desert.
آنها یک پیست اسکی سرپوشیده در صحرا ساختند.
منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2022 CollectionOn the graph it's show by a downward sloping demand curve.
در نمودار، این با یک منحنی تقاضای نزولی نشان داده میشود.
منبع: Economic Crash CourseThe waves washed down the slopes of the mountain.
امواج در امتداد склонов کوه پایین آمدند.
منبع: Journey to the WestBut hate is a very slippery slope.
اما نفرت یک شیب بسیار لغزنده است.
منبع: Tales of Imagination and CreativityAnd the group without hearing aids kept going down kind of a steep slope.
و گروهی که سمعک نداشتند به پایین رفتن склонов تند ادامه دادند.
منبع: This Month's Science 60 Seconds - Scientific AmericanThe students could then measure the slope.
دانشجویان میتوانستند склонов را اندازه گیری کنند.
منبع: VOA Special March 2023 CollectionThe passageway sloped downward, and Harry was reminded of Gringotts.
راهرو به سمت پایین склонов بود و هری به گریگوتز یاد گرفت.
منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stoneلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید