stepped up
گام برداشت
stepped forward
گام جلو برداشت
stepped back
گام عقب برداشت
stepped on
روی آن پا گذاشت
stepped out
بیرون رفت
stepped down
از سمت کنارهگیری کرده
a building with stepped access.
ساختمانی با دسترسی پلکانی
a stepped scale of discounts.
مقیاس پلکانی تخفیفها
a stepped-up political campaign.
کمپین سیاسی با سطحبندی شده
The girl stepped up to school.
دختر به مدرسه رفت و با نشاط وارد شد.
He stepped on my toes.
او روی انگشتان پای من پا گذاشت.
He stepped back smartly from the edge.
او با احتیاط از لبه عقب نشینی کرد.
opened the door and stepped in.
در را باز کرد و وارد شد.
she stepped into the boat and put out to sea .
او سوار قایق شد و به دریا رفت.
I accidentally stepped on his foot.
من به طور تصادفی روی پای او پا گذاشتم.
a company has stepped forward to sponsor the team.
یک شرکت برای حمایت از تیم وارد شده است.
terraces that are stepped along the hillside.
تراسهایی که در امتداد تپهها پلکانی هستند.
had to watch it when I stepped onto the ice.
باید مراقب آن بودم وقتی روی یخ پا گذاشتم.
He stepped over the dog.
او از روی سگ عبور کرد.
He stepped aside to let them pass.
او کنار رفت تا اجازه دهد عبور کنند.
The little kid stepped right in a pile of dog shit.
کودک کوچک درست وسط یک توده فضلت سگ رفت.
He stepped backward and fell over the cliff.
او به عقب قدم برداشت و از پرتگاه افتاد.
He stepped back to admire the painting.
او عقب رفت تا نقاشی را تحسین کند.
The men stepped off in good spirits.
مردان با روحیه خوب پیاده شدند.
He's just stepped outside for a breath of fresh air.
او همین الان بیرون رفته تا نفسی تازه کند.
He has stepped up into the management of the firm.
او وارد مدیریت شرکت شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید