stayed

[ایالات متحده]/steɪd/
[بریتانیا]/steɪd/

ترجمه

v.past tense and past participle of stay; remained in a place temporarily
v.گذشته فعل و شکل گذشته و حال فعل ماندن؛ به طور موقت در مکانی ماند.

عبارات و ترکیب‌ها

stayed home

در خانه ماند

stayed up

بیدار ماند

stayed longer

بیشتر ماند

stayed with

کنار ماند

staying put

در همان جا ماندن

stayed awake

هوشیار ماند

they stayed

آنها ماندند

staying over

ماندن

stayed behind

عقب ماند

staying calm

آرام ماندن

جملات نمونه

we stayed at a charming bed and breakfast in the countryside.

ما در یک مهمان‌خانه جذاب در حومه شهر اقامت کردیم.

he stayed up late last night studying for the exam.

او دیشب تا دیر وقت بیدار ماند و برای امتحان مطالعه کرد.

they stayed in a luxurious hotel overlooking the ocean.

آنها در یک هتل لوکس با چشم‌انداز اقیانوس اقامت کردند.

she stayed calm despite the stressful situation.

او با وجود شرایط استرس‌زا آرام ماند.

the children stayed with their grandparents while we were away.

بچه‌ها در حالی که ما سفر کرده بودیم، پیش مادربزرگ و پدربزرگشان ماندند.

i stayed with my friends after graduating from college.

من پس از فارغ‌التحصیل از دانشگاه با دوستانم ماندم.

he stayed loyal to his team despite the setbacks.

او با وجود مشکلات به تیم خود وفادار ماند.

they stayed informed about the latest news and developments.

آنها از آخرین اخبار و تحولات مطلع بودند.

she stayed focused on her goals and worked hard to achieve them.

او بر روی اهداف خود متمرکز ماند و سخت برای دستیابی به آنها تلاش کرد.

we stayed positive throughout the challenging project.

ما در طول پروژه چالش‌برانگیز مثبت ماندیم.

the dog stayed by my side, a faithful companion.

سگ کنار من ماند، یک همراه وفادار.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید