stinker

[ایالات متحده]/ˈstɪŋ.kər/
[بریتانیا]/ˈstɪŋ.kɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که بوی بدی منتشر می‌کند؛ یک فرد بدبو

عبارات و ترکیب‌ها

little stinker

خُدَکُ‌يِ کوچِک

stinker bomb

بمبِ کثیف

stinker idea

ایده‌ی کثیف

stinker attitude

حرفِ کثیف

stinker game

بازیِ کثیف

stinker joke

جُکِ کثیف

stinker move

حرکتِ کثیف

real stinker

کثیفِ واقعی

smelly stinker

کثیفِ بدبو

stinker song

آهنگِ کثیف

جملات نمونه

that little stinker stole my lunch!

آن دزد کوچولو ناهارم را دزدید!

don't be such a stinker; share your toys!

اینقدر بداخلاق نباشید؛ اسباب‌بازی‌هایتان را با دیگران تقسیم کنید!

the dog is a real stinker when it rolls in the mud.

وقتی توی گِل می‌غلتد، آن سگ واقعاً یک بدجنس است.

he's always pulling stinker pranks on his friends.

او همیشه شوخی‌های بدجنسانه با دوستانش می‌کند.

what a stinker! he always gets away with everything.

چه بدجنس! او همیشه از همه چیز جان سالم به در می‌برد.

she called him a stinker for not helping with chores.

او به خاطر کمک نکردن به کارهای خانه، او را بدجنس خطاب کرد.

that stinker of a cat knocked over the vase.

آن گربه‌ی بدجنس گلدان را واژگون کرد.

he can be a stinker when he doesn't get his way.

وقتی نمی‌تواند کاری را که می‌خواهد انجام دهد، او می‌تواند بدجنس باشد.

stop being a stinker and apologize!

دیگر بدجنس نباشید و عذرخواهی کنید!

that stinker is always late for our meetings.

آن بدجنس همیشه دیر به جلسات ما می‌رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید