little stinker
خُدَکُيِ کوچِک
stinker bomb
بمبِ کثیف
stinker idea
ایدهی کثیف
stinker attitude
حرفِ کثیف
stinker game
بازیِ کثیف
stinker joke
جُکِ کثیف
stinker move
حرکتِ کثیف
real stinker
کثیفِ واقعی
smelly stinker
کثیفِ بدبو
stinker song
آهنگِ کثیف
that little stinker stole my lunch!
آن دزد کوچولو ناهارم را دزدید!
don't be such a stinker; share your toys!
اینقدر بداخلاق نباشید؛ اسباببازیهایتان را با دیگران تقسیم کنید!
the dog is a real stinker when it rolls in the mud.
وقتی توی گِل میغلتد، آن سگ واقعاً یک بدجنس است.
he's always pulling stinker pranks on his friends.
او همیشه شوخیهای بدجنسانه با دوستانش میکند.
what a stinker! he always gets away with everything.
چه بدجنس! او همیشه از همه چیز جان سالم به در میبرد.
she called him a stinker for not helping with chores.
او به خاطر کمک نکردن به کارهای خانه، او را بدجنس خطاب کرد.
that stinker of a cat knocked over the vase.
آن گربهی بدجنس گلدان را واژگون کرد.
he can be a stinker when he doesn't get his way.
وقتی نمیتواند کاری را که میخواهد انجام دهد، او میتواند بدجنس باشد.
stop being a stinker and apologize!
دیگر بدجنس نباشید و عذرخواهی کنید!
that stinker is always late for our meetings.
آن بدجنس همیشه دیر به جلسات ما میرسد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید