stomped

[ایالات متحده]/stɒmpt/
[بریتانیا]/stɑːmpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و ماضی نقلی stomp

عبارات و ترکیب‌ها

stomped out

بیرون رفتن با لگد

stomped on

با لگد لگد زد

stomped around

اینجا و آنجا با لگد راه رفت

stomped feet

لگد زدن با پا

stomped down

به پایین لگد زد

stomped hard

سخت لگد زد

stomped loudly

بلند با لگد زد

stomped angrily

با عصبانیت لگد زد

stomped quickly

سریع با لگد زد

stomped away

با لگد دور شد

جملات نمونه

he stomped his feet in frustration.

او با ناامیدی پاهایش را کوبید.

the children stomped through the puddles.

کودکان در حوضچه‌ها با خشونت قدم زدند.

she stomped off after the argument.

او بعد از بحث با عصبانیت از آنجا دور شد.

he stomped on the ground to get attention.

او برای جلب توجه روی زمین با خشونت قدم گذاشت.

they stomped their feet during the performance.

آنها در طول اجرا پاهایشان را کوبیدند.

she stomped her way through the door.

او با خشونت از در عبور کرد.

he stomped around the house looking for his keys.

او در حالی که به دنبال کلیدهایش می‌گشت، در اطراف خانه قدم زد.

the elephant stomped loudly in the zoo.

فیل به طور بلند در باغ وحش قدم زد.

she stomped her foot to emphasize her point.

او برای تاکید بر حرفش پایش را کوبید.

he stomped angrily when he heard the news.

او وقتی خبر را شنید با خشم پاهایش را کوبید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید