pounded

[ایالات متحده]/[ˈpaʊndɪd]/
[بریتانیا]/[ˈpaʊndɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (past tense of pound) به تلوتاندن؛ به ضربه زدن یا کوبیدن مکرر؛ تحت فشار قرار دادن یا فشرده کردن با زور؛ اعمال فشار به (چیز) به منظور استخراج یک مایع یا ماده دیگر.
adj. که تلوتاندن یا فشرده شده باشد.

عبارات و ترکیب‌ها

pounded the pavement

زیر را کوبید

pounded relentlessly

بی وقفه کوبید

pounded with force

با زور کوبید

pounding headache

سردرد شدید

pounded it hard

سخت کوبید

pounding rain

باران شدید

pounded away

دور کوبید

pounding noise

صدای کوبنده

pounded down

به پایین کوبید

pounding heart

قلب کوبنده

جملات نمونه

the chef pounded the chicken breast until it was tender.

سرآشپز سینه مرغ را تا زمانی که نرم شد، کوبید.

rain pounded against the windows all night.

باران تمام شب به شدت به پنجره‌ها برخورد کرد.

he pounded the nail into the wall with force.

او میخ را با زور به دیوار کوبید.

the stock market was pounded by negative news.

بازار سهام تحت تأثیر اخبار منفی ضرب و شتم شد.

she pounded the keyboard in frustration.

او از سر ناامیدی صفحه کلید را کوبید.

the boxer pounded his opponent relentlessly.

بوکسور حریف خود را به طور مداوم کوبید.

the team was pounded by a stronger rival.

تیم توسط یک رقیب قوی‌تر ضرب و شتم شد.

he pounded his fist on the table in anger.

او از خشم به دستش را روی میز کوبید.

the dough was pounded flat for the pastry.

برای شیرینی، خمیر صاف کوبیده شد.

the waves pounded the shore with great power.

امواج با قدرت زیاد ساحل را کوبیدند.

the recipe called for pounded ginger.

دستور غذا نیاز به زنجبیل کوبیده داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید