strainer

[ایالات متحده]/'streɪnə/
[بریتانیا]/'strenɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فیلتر
clasp
شخصی که فشار می‌آورد

عبارات و ترکیب‌ها

metal strainer

صافی فلزی

plastic strainer

صافی پلاستیکی

fine mesh strainer

صافی توری ریز

kitchen strainer

صافی آشپزخانه

tea strainer

صافی چای

cocktail strainer

صافی کوکتل

sink strainer

صافی سینک

spaghetti strainer

صافی اسپاگتی

handheld strainer

صافی دستی

جملات نمونه

A liquid filters through a strainer,into the receptacle beneath.

یک مایع از طریق صافی به ظرف زیرین عبور می کند.

When  heavy  dirt  and  sludge  accumulate  on  the suction strainer, the pump soon begins to cavitate.

هنگامی که خاک و لجن زیاد روی صافی مکش تجمع می یابد، پمپ به زودی شروع به حباب زدن می کند.

This set contains a bar spoon, shaker, ice tongs, strainer and measurer, all the essentials for creating a wide variety of mixed drinks, from Cosmopolitans to Long Island Ice Teas.

این مجموعه شامل یک قاشق بار، شیکر، انبر یخ، صافی و پیمانه است، همه ضروریات برای تهیه انواع مختلف نوشیدنی‌های مخلوط، از کوس‌موپولیتان تا چای یخی لانگ آیلند.

Note: A strainer is recommended to be installed ahead of the backflow preventer to prevent the fouling of the check assembly and resulting spillage from the valve during repressurization.

توجه: توصیه می‌شود یک صافی قبل از دریچه یک‌طرفه برای جلوگیری از کثیف شدن مجموعه بازرسی و در نتیجه نشت از شیر در هنگام بازسازی نصب شود.

I need to use a strainer to drain the pasta.

من باید از یک صافی برای آبکش کردن پاستا استفاده کنم.

She carefully washed the vegetables in a strainer.

او با دقت سبزیجات را در یک صافی شست.

The chef used a strainer to sift the flour for the cake.

سرآشپز از یک صافی برای الک کردن آرد کیک استفاده کرد.

I always use a strainer when making tea to filter out the leaves.

من همیشه هنگام درست کردن چای از یک صافی برای جدا کردن برگها استفاده می کنم.

The strainer caught all the debris from the sink drain.

صافی تمام زباله ها را از زهکشی سینک گرفت.

She poured the broth through a strainer to remove any impurities.

او آبگوشت را از طریق یک صافی برای از بین بردن هرگونه ناخالصی ریخت.

The bartender used a strainer to pour the cocktail into a glass.

بارتندر از یک صافی برای ریختن کوکتل در لیوان استفاده کرد.

I need to buy a new strainer for my kitchen because the old one is broken.

من باید یک صافی جدید برای آشپزخانه ام بخرم، چون آن یکی خراب شده است.

She placed the strainer over a bowl to collect the freshly squeezed juice.

او صافی را روی یک کاسه قرار داد تا آبمیوه تازه را جمع آوری کند.

A strainer is an essential kitchen tool for separating solids from liquids.

صافی یک ابزار ضروری آشپزخانه برای جدا کردن مواد جامد از مایعات است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید