sifter

[ایالات متحده]/ˈsɪftə/
[بریتانیا]/ˈsɪftər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری که برای جداسازی عناصر مورد نظر از مواد ناخواسته یا برای کنترل توزیع اندازه ذرات یک نمونه استفاده می‌شود؛ ماشینی که برای الک کردن پودر استفاده می‌شود؛ کسی که مسئول الک کردن یا انتخاب است

عبارات و ترکیب‌ها

fine sifter

الک ریز

sifter tool

ابزار الک

sifter mesh

ساعت الک

flour sifter

الک آرد

sifter basket

سبد الک

sifter screen

صفحه الک

sifter bowl

کاسه الک

sifter cup

فنجان الک

sifter set

ست الک

sifter attachment

لوازم جانبی الک

جملات نمونه

she used a sifter to make the flour lighter.

او از الک برای سبکتر کردن آرد استفاده کرد.

a fine mesh sifter is essential for baking.

یک الک با مش ریز برای پخت و پز ضروری است.

the sifter removed lumps from the sugar.

الک خرده‌های شکر را از بین برد.

using a sifter can improve the texture of your baked goods.

استفاده از الک می تواند بافت محصولات پخته شده شما را بهبود بخشد.

he bought a new sifter for his kitchen.

او یک الک جدید برای آشپزخانه اش خرید.

she prefers to use a hand-crank sifter for better control.

او ترجیح می دهد از یک الک دستکاری شده برای کنترل بهتر استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید