straw

[ایالات متحده]/strɔː/
[بریتانیا]/strɔː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساقه‌های خشک شده غلات، به‌ویژه گندم، جو، جو دوسر یا چاودار که برای بستر یا علوفه استفاده می‌شود؛ یک لوله نازک از کاغذ، پلاستیک یا مواد دیگر که برای مکیدن مایع به دهان استفاده می‌شود
adj. ساخته شده از یا شبیه کاه؛ دارای ارزش یا محتوای کم

عبارات و ترکیب‌ها

plastic straw

سرشیشه پلاستیکی

drinking straw

سرشیشه نوشیدنی

paper straw

سرشیشه کاغذی

bendy straw

سرشیشه خم‌شونده

reusable straw

سرشیشه قابل استفاده مجدد

wheat straw

سرشیشه گندم

straw pulp

خلصه کاه

rice straw

کاغذ برنج

in the straw

درون سرشیشه

straw hat

کلاه حصیری

last straw

آخرین سرشیشه

straw yellow

زرد مانند سرشیشه

straw mushroom

قارچ کاه

straw board

مقوا سرشیشه

maize straw

کود ذرت

straw mat

حصیر ارواح

straw poll

نظرسنجی غیررسمی

draw straws

قرعه‌کشی با سرشیشه

جملات نمونه

bunch straw into sheaves

کاخ را در دسته ها

to weave straw into hats

بافتنی کردن کاه به کلاه

There are a lot of straws in the shed.

کاه های زیادی در انبار وجود دارد.

Do not use straw as straw is a natural harborer of mites.

از کاه استفاده نکنید زیرا کاه به طور طبیعی محل زندگی کنه‌ها است.

packed the clay and straw into bricks.

خاک رس و کاه را در آجرها فشرده کرد.

I don't care a straw for your opinions.

من برای نظرات شما اصلا اهمیت نمی دهم.

The horses were crunching their straw at their manger.

اسب‌ها در حال خرد کردن کاه در طویله خود بودند.

the straw is left on the field to be baled later.

کاغذ باغبانی در مزرعه رها می شود تا بعداً بسته بندی شود.

the yard reeked of wet straw and stale horse manure.

حیاط بوی کاه خیس و کود اسب کهنه می‌داد.

the candle was stuck in a straw-covered bottle.

شمع در یک بطری پوشیده از کاه گیر کرده بود.

we had to draw straws for the food we had.

ما باید برای غذایی که داشتیم، قرعه‌کشی می‌کردیم.

I took a straw poll among my immediate colleagues.

من یک نظرسنجی غیررسمی در بین همکاران نزدیکم انجام دادم.

We drew straws for who went first.

ما با کشیدن کاه برای اینکه چه کسی اول برود، قرعه‌کشی کردیم.

Journalists are always looking for straws in the wind.

روزنامه‌نگاران همیشه به دنبال نشانه‌هایی در باد هستند.

The preparation technology of activate carbon with coleseed - straw was studied.

تکنولوژی تهیه کربن فعال با استفاده از کلزا و کاه مورد مطالعه قرار گرفت.

The native of that region still live in primitive straw huts.

بومیان آن منطقه هنوز در کلبه های کاه گداخته زندگی می کنند.

نمونه‌های واقعی

Glass straw, better than a metal straw, right?

سَراغِ شیشه‌ای، بهتر از سَراغِ فلزی، این‌طور نیست؟

منبع: Emma Watson Compilation

Losing the DollarMart contract is the last straw.

از دست دادن قرارداد دلار مارت آخرین حریف است.

منبع: British Council Learning Tips

Wilbur was poking the straw with his snout.

ویلبر با پوزه اش سَراغ را سَره می‌کرد.

منبع: Charlotte's Web

The official called the insult the last straw.

مسئول آن توهین را آخرین حریف خواند.

منبع: VOA Special May 2018 Collection

For Amy, this was the final straw.

برای امی، این آخرین حریف بود.

منبع: Women Who Changed the World

Straw, especially dry straw, is not very nutritious.

سَراغ، به خصوص سَراغ خشک، خیلی مغذی نیست.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

What's this? - Oh, it's my chewing straw.

این چیه؟ - اوه، این سَراغ جویدن منه.

منبع: Modern Family - Season 05

I guess I drew the short straw on that one.

فکر کنم در آن یکی، سَراغ کوتاه را انتخاب کردم.

منبع: PBS Earth - Climate Change

The little boy used a straw to drink his juice.

پسر کوچولو از یک سَراغ برای نوشیدن آب میوه اش استفاده کرد.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

And get nessie some fresh straw.

و برای نسسی سَراغ تازه بیاور.

منبع: The Growth History of a Little Princess

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید