Breakfast was a very subdued affair.
صبحانه یک رویداد بسیار آرام بود.
a subdued plaid shirt.
یک پیراهن پlaid ملایم
The country was subdued by the enemy.
کشور در تسلط دشمن بود.
There is a subdued atmosphere in the school at exam time.
در زمان امتحان، فضایی آرام در مدرسه وجود دارد.
she managed to subdue an instinct to applaud.
او موفق شد غریزه تشویق کردن را سرکوب کند.
Charles went on a campaign to subdue the Saxons.
چارلز به یک کمپین برای تسخیر ساکسونها رفت.
I felt strangely subdued as I drove home.
من در حالی که به خانه میرفتم، به طرز عجیبی احساس خفگی کردم.
Where whenas death shall all the world subdue,
کجا زمانی که مرگ همه جهان را تسخیر خواهد کرد ،
Subdued my excitement about the upcoming holiday.
هیجانم را در مورد تعطیلات آینده فرو نشاند.
Farmers subdued the arid lands of Australia.
کشاورزان، مناطق خشک استرالیا را رام کردند.
The subdued talk in the room faded down.
صحبتهای آرام در اتاق کمرنگتر شدند.
She tried to subdue her anger.
او سعی کرد خشم خود را فرو بخورد.
I felt strangely subdued when it was all over.
من وقتی همه چیز تمام شد، به طرز عجیبی احساس خفگی کردم.
His soothing words subdued her fears.
کلمات آرامش بخش او ترس هایش را فرو نشاند.
She was dressed in grey and looked suitably subdued.
او لباس خاکستری پوشیده بود و به نظر می رسید به طور مناسب رام شده است.
The vainglorious presence of Marilyn Monroe is placed alongside the subdued countenance of Mother Theresa, Che Guevara glares vehemently in opposition to the pacifistic visage of Mahatma Gandhi.
حضور خودخواهانه مریلین مونرو در کنار چهره آرام مادر ترزا قرار گرفته است، چه گوارا با خشم با چهره صلح طلب مهاتما گاندی مخالفت می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید