subverted

[ایالات متحده]/səbˈvɜːtɪd/
[بریتانیا]/səbˈvɜrtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به تضعیف یا سرنگون کردن یک سیستم یا باور؛ به فساد کشاندن یا هدایت کردن کسی به عدم وفاداری

عبارات و ترکیب‌ها

subverted authority

مقابله با اقتدار

subverted norms

مقابله با هنجارها

subverted expectations

مقابله با انتظارات

subverted power

مقابله با قدرت

subverted order

مقابله با نظم

subverted values

مقابله با ارزش‌ها

subverted narrative

مقابله با روایت

subverted system

مقابله با سیستم

subverted logic

مقابله با منطق

subverted reality

مقابله با واقعیت

جملات نمونه

his actions subverted the authority of the committee.

اقدامات او قدرت کمیته را تضعیف کرد.

the new policy subverted traditional practices in the industry.

سیاست جدید، روش‌های سنتی در صنعت را تضعیف کرد.

they believed that the revolution subverted the existing government.

آنها معتقد بودند که انقلاب، دولت موجود را تضعیف کرد.

her speech subverted the audience's expectations.

سخنرانی او انتظارات مخاطبان را برهم ریخت.

the documentary subverted common myths about history.

فیلم مستند، باورهای غلط رایج درباره تاریخ را زیر سوال برد.

he subverted the rules to gain an advantage in the game.

او برای به دست آوردن برتری در بازی، قوانین را دور زد.

the artist's work subverted conventional ideas of beauty.

آثار هنرمند، ایده‌های سنتی زیبایی را به چالش کشید.

her findings subverted the previous theories in the field.

یافته‌های او، نظریه‌های قبلی در این زمینه را تضعیف کرد.

the film subverted the typical narrative structure.

فیلم، ساختار روایی معمول را به هم زد.

they feared that the changes would subvert the social order.

آنها نگران بودند که تغییرات نظم اجتماعی را برهم بزند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید