subverted authority
مقابله با اقتدار
subverted norms
مقابله با هنجارها
subverted expectations
مقابله با انتظارات
subverted power
مقابله با قدرت
subverted order
مقابله با نظم
subverted values
مقابله با ارزشها
subverted narrative
مقابله با روایت
subverted system
مقابله با سیستم
subverted logic
مقابله با منطق
subverted reality
مقابله با واقعیت
his actions subverted the authority of the committee.
اقدامات او قدرت کمیته را تضعیف کرد.
the new policy subverted traditional practices in the industry.
سیاست جدید، روشهای سنتی در صنعت را تضعیف کرد.
they believed that the revolution subverted the existing government.
آنها معتقد بودند که انقلاب، دولت موجود را تضعیف کرد.
her speech subverted the audience's expectations.
سخنرانی او انتظارات مخاطبان را برهم ریخت.
the documentary subverted common myths about history.
فیلم مستند، باورهای غلط رایج درباره تاریخ را زیر سوال برد.
he subverted the rules to gain an advantage in the game.
او برای به دست آوردن برتری در بازی، قوانین را دور زد.
the artist's work subverted conventional ideas of beauty.
آثار هنرمند، ایدههای سنتی زیبایی را به چالش کشید.
her findings subverted the previous theories in the field.
یافتههای او، نظریههای قبلی در این زمینه را تضعیف کرد.
the film subverted the typical narrative structure.
فیلم، ساختار روایی معمول را به هم زد.
they feared that the changes would subvert the social order.
آنها نگران بودند که تغییرات نظم اجتماعی را برهم بزند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید