challenged individual
فرد چالشبرانگیز
challenged situation
شرایط چالشبرانگیز
challenged student
دانشجوی چالشبرانگیز
challenged group
گروه چالشبرانگیز
challenged concept
مفهوم چالشبرانگیز
challenged mindset
نگرش چالشبرانگیز
challenged belief
باور چالشبرانگیز
challenged perspective
دیدگاه چالشبرانگیز
challenged assumption
فرضیه چالشبرانگیز
challenged ability
توانایی چالشبرانگیز
she challenged herself to run a marathon.
او تصمیم گرفت تا یک ماراتن بدود.
the teacher challenged the students to think critically.
معلم از دانش آموزان خواست تا به طور انتقادی فکر کنند.
he was challenged by his peers to improve his skills.
همکاران از او خواستند تا مهارت های خود را بهبود بخشد.
the project was challenged by unforeseen circumstances.
این پروژه با شرایط پیش بینی نشده ای روبرو شد.
she felt challenged by the complex problem.
او احساس کرد که این مسئله پیچیده چالش برانگیز است.
they challenged the existing rules during the debate.
آنها قوانین موجود را در طول بحث به چالش کشیدند.
the athlete was challenged to break the world record.
ورزشکار به چالش کشیده شد تا رکورد جهانی را بشکند.
he challenged the notion that success comes easily.
او این ایده را به چالش کشید که موفقیت به آسانی به دست می آید.
she challenged herself to learn a new language.
او تصمیم گرفت تا یک زبان جدید یاد بگیرد.
the documentary challenged viewers to reconsider their beliefs.
این مستند بینندگان را به بازنگری در باورهایشان به چالش کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید