invalidated

[ایالات متحده]/ɪnˈvælɪdeɪtɪd/
[بریتانیا]/ɪnˈvælɪdeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بی اعتبار کرد; باطل کرد; نادرست ثابت کرد; غیرقابل دفاع کرد

عبارات و ترکیب‌ها

invalidated request

درخواست نامعتبر

invalidated token

توکن نامعتبر

invalidated session

نشست نامعتبر

invalidated data

داده نامعتبر

invalidated access

دسترسی نامعتبر

invalidated certificate

گواهی‌نامه نامعتبر

invalidated claim

ادعا نامعتبر

invalidated information

اطلاعات نامعتبر

invalidated contract

قرارداد نامعتبر

invalidated code

کد نامعتبر

جملات نمونه

the contract was invalidated due to a lack of signatures.

قرارداد به دلیل فقدان امضاها باطل شد.

her previous achievements were invalidated by the new evidence.

دستاوردهای قبلی او با شواهد جدید باطل شدند.

many users felt their opinions were invalidated by the update.

بسیاری از کاربران احساس کردند که نظراتشان با به‌روزرسانی باطل شده است.

the study's findings were invalidated after further research.

یافته‌های مطالعه پس از تحقیقات بیشتر باطل شدند.

his claims were invalidated in the court of law.

ادعاهای او در دادگاه قانون باطل شدند.

the policy was invalidated due to public outcry.

سیاست به دلیل اعتراضات مردمی باطل شد.

the results were invalidated when the experiment was repeated.

نتایج باطل شدند زمانی که آزمایش تکرار شد.

his license was invalidated for failing to meet regulations.

گواهینامه او به دلیل عدم رعایت مقررات باطل شد.

the agreement was invalidated by mutual consent.

توافقنامه با توافق متقابل باطل شد.

all previous data was invalidated by the new findings.

تمام داده‌های قبلی با یافته‌های جدید باطل شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید