devour hungrily
خوردن با ولع
devour ravenously
خوردن با حرص و ولع
devour voraciously
خوردن با طمع
devour eagerly
خوردن مشتاقانه
devour with gusto
خوردن با اشتیاق
was devoured by jealousy.
توسط حسادت دریده شد.
she was devoured by need.
او توسط نیاز دریده شد.
I am devoured with anxiety.
من با اضطراب دریده شده ام.
She was devoured by envy and hatred.
او توسط حسادت و نفرت دریده شد.
The lion devoured the deer.
شیر گوزن را درید.
The fire devoured the forest.
آتش جنگل را درید.
hyenas devouring their prey;
ذوزنکها در حال دریدن طعمه خود؛
the hungry flames devoured the old house.
شعله های گرسنه خانه قدیمی را دریدند.
she spent her evenings devouring the classics.
او شب های خود را صرف دریدن آثار کلاسیک می کرد.
A great swell of drouth will devour us till the last person.
یک موج بزرگ خشکسالی ما را تا آخرین نفر دریده خواهد کرد.
The lions devoured a zebra in a short time.
شیرها در مدت کوتاهی یک گورخر را دریدند.
Flames devoured the structure in minutes.
شعله ها ساختار را در عرض چند دقیقه دریدند.
He devoured the food greedily.
او با حرص غذا را درید.
he devoured half of his burger in one bite.
او نیمی از همبرگرش را در یک گاز خورد.
Hellkite Hatchling has flying and trample if it devoured a creature.
Hellkite Hatchling اگر موجودی را دریده باشد، پرواز و خرد کردن دارد.
Footage also showed mice devouring Atlantic petrel and great shearwater chicks.
تصاویر همچنین نشان داد که موش ها به خوردن جوجه های پرستنده اطلس و کاکلی بزرگ مشغول هستند.
avid for adventure; an avid ambition to succeed; fierce devouring affection; the esurient eyes of an avid curiosity; greedy for fame.
مشتاق ماجراجویی؛ جاه طلبی پرشور برای موفقیت؛ علاقه شدید و گرسنه؛ چشمان گرسنه کنجکاوی پرشور؛ حریص برای شهرت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید